|
|
|
||||
|
با سلام خدمت شما جاسکیهای اصیل و خواننده گان محترم:
همه شما میدانید بزرگترین عواملی که در جدایی دو دوست و یا دو برادر و یا چند خانواده و یا اهل یک شهر نقش داشته متاسفانه موضوع منافقینی است که در بین اینها زندگی کرده اند. نمونه ها در تاریخ اسلام بسیار زیاد است . افرادی چون عبدالله بن ابی بن سلول به عنوان فردی که همواره در صف اول مسجد مینشست و تا رسول (ص) وارد میشد به مدح و تمجید آنحضرت (ص) میپرداخت ولی از پشت سر چه کارها که برای تخریب اسلام و مسلمین و جدا نمودن اصحاب (رض) از رسول (ص) که نمیکرد حقیقتا نمونه های بارزی از این گروه منافق است. در جاسک نیز امروزه بیشتراز گذشته در میان متاسفانه بومی های جاسک افرادی از راه نفاق و جدا کردن معتمدین از هم و ایجاد اختلاف بین ملت بومی جاسک البته به روشهای خیرخواهانه و بنام جاسکی نان میخورند. شما اگر در جیب این افراد حتی یک تومان را یافتید بدانید که این پول نتیجه نفاقشان در حق ملت جاسک به جیبهایشان رفته است.من از ملت بومی جاسک اعم از جوان و پیر و زن یا مرد میخواهم به هیچ وجه و در هیچ شرایطی از هم جدا نشوند و همواره خیرخواه هم باشند و خطاها یا اشتباههای یکدیگر را معاف نمایند و بر علیه هم جبهه گیری نکنند بلکه در یک فضای خیرخواهانه همدیگر را نصیحت کنید و اگر هم انتقادی وجود دارد سازنده باشد نه کشنده.از طرفی دیگر با افرادی که به نفاق مشهورند هرگز معاشرت ودوستی نکرده و نه به گفته های اینها توجه کنند و برای شناخت این افراد کافی است مقداری به وضعیت اعتقادی وی بنگرید خواهید دید این افراد روزها در میان مردم و به جان مردم افتاده و شبها در خلوت چه کارهای زشت و فحاشی که انجام نمیدهند.اینها را کمتر در مسجد میبینید و اگر هم احیانا دیده میشوند نه برای عبادت خالص بلکه برای تظاهر و نان خوردن به سجده می افتند. اطراف اینگونه افراد را انسانهای فاسد و فاسق و فحاش گرفته نه انسانهای درست و خیرخواه. شما از دوستان خاص منافقین خواهید فهمید که اینها با مانند خودشان معاشرت دارند نه با چند نفر انسان متدین و اهل دین. الله در صفات اینها میفرماید: و اذا لقوا الذین امنوا قالوا امنا و اذا خلوا الی شیاطینهم قالوا انا معکم انما نحن مستهزون- منافقین هرگاه به انسانهای مومن میرسند میگویند ما با شما هستیم اما هر گاه با شیطانهای خودشان در خلوت جمع شدند میگویند ما با شما هستیم و مومنان را به باد مسخره گرفته ایم... عقاب این افراد را الله در ادامه میفرماید: الله یستهزء بهم و یمدهم فی طغیانهم یعمهون- بلکه این الله است که انها را به مسخره خواهد گرفت و آنها را در این سرکشی خودشان غوطه ور میکند- آری: این غوطه ور شدن برای این است که عقابی سخت در انتظار اینها خواهد بود. در آینده برای شناخت بیشتر شما جاسکیها صفات و خصوصیات بیشتر منافقین را از قرآن و سنت صحیح رسول (ص) در اعتقادات اهل سنت و جماعت برای شما بیان میکنم تا ان شا الله با شناخت کافی شکار زبان چرب اینها نباشید. |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بسم الله و الصلوه و السلام علی رسول الله و علی آله و اصحابه و من والاه
سلام به شما جاسکیهای عزیز و خواننده گان محترم آیا میدانید هرگاه دعوتی حقانیتش مشخص شد از طرف افرادی مورد هجوم واقع میشود که در واقع این افراد نه رو به قبله میکنند و نه دست از گناههای خود برمیدارند و نه شرم و حیا دارند. آری اسلام همواره با این نوع افراد باطل همواره دست و پنجه نرم کرده و میکند. شما اگر میخواهید این نوع افراد را بشناسید اولین کاری که باید انجام دهید این است که ببینید آیا فرد اصلا از دینش چیزی میداند یا نه؟ دوما آیا آنچه را که میداند به آن پایبند است یا نه؟ سوما: در اجتماع به چه صفتی معروف است؟ همانطوری که قبلا به شما گفتم با نگاه کردن به خود فرد و بررسی اوضاع دینی وی خواهید فهمید آیا این دوست اسلام است یا دشمن اسلام. دوستدار اسلام در بی نمازی خود اصرار نمیکند و اگر روزی از روی غفلت نماز نخواند همواره توبه کرده و جبران میکند. دوستدار اسلام زنا نمیکند اما اگر روزی به اشتباه مرتکب آن شد توبه کرده و برمیگردد. دوستدار اسلام دروغ نمیگوید اما اگر روزی به اشتباه مرتکب آن شد بلافاصله توبه کرده و دیگر دروغ نمیگوید. دوستدار اسلام صادق است وخطایش جایز ولی هیچ وقت اصرار به خطا ندارد.اما دشمن اسلام نماز نمیخواند و در عدم ادای آن اصرار دارد. دشمن اسلام از زناء لذت میبرد و دست از آن برنمیدارد. دشمن اسلام دروغ میگوید و دست از آن برنمیدارد.دشمن الله ورسولش شایع پراکنی میکند اما دست از آن برنمیدارد و به آنجام آن اصرار دارد. دشمن اسلام توبه کننده گان را به تصویر میکشاند و رضایت خداوند را در حق آنها قبول ندارد. مانند اصحاب رسول که خطاء و گناههایی را مرتکب شده و بعدا توبه کردند و خداوند توبه آنها را قبول کرد اما کسانی هستند که میگویند نه ولی ما قبول نداریم!!! دشمنان اسلام کسانی هستند که از صحبت رودرور ترس دارند که مبادا رسوا شوند. دشمنان اسلام کسانی هستند که موفق نشدند در میان ملت مسلمان وجهه ایی خوب داشته باشند. دشمنان اسلام کسانی هستند که تنها با زور و دروغ و شایعه میخواهند به پیروزی برسند. دوست و دشمن را از هم خوب بشناسید. |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بسم الله و الصلوه و الضلام علی رسول الله و علی آله و اصحابه و من والاه
جاسکیها و خواننده گان عزیز سلام بر شما در جهان امروز متاسفانه انسانهای دروغ گو و منافق و معرض و حاقد یا حاسد بسیار زیادند و انسانهای وارسته در طول تاریخ مورد حمله نامردانه این افراد قرار گرفته اند. مثلا هر گاه دعوتی از جانب علماء صورت میگرفت بلافاصله گروه باطل و مغرض شروع به شایع پراکنی و ساخت روشهایی برای تخریب افکار عمومی مینمودند . امثال ابی جهل و ابی لهب و مسیلمه کذاب و ابن ملجم ها در دنیای امروز کم نیستند و باید گفت اینها افرادی هستند که به خود اجازه نشست رودر رو را نمیدهند بلکه همواره با نفاق و بکار بردن شبهات در پی تخریب دعوت حق هستند. من تعجب میکنم چرا در دنیایی که گفتمان و نشست رودرور و مناظره مستقیم حرف اول را میزند عده ایی هنوز نتوانسته اند بگویند آقا ما با شما مشکل داریم و شما هم حاضر و ناظر هستید و میخواهیم مثلا از شما انتقاد کنیم؟ انسان خیر خواه و خیر اندیش امکان ندارد بگوید من خیر خواه شما هستم ولی پشت سر شما هر طوری که دلم بخواهد در موردتان حرف میزنم!! اگر فرد به نوعی از مناظره رودررو بترسد و یا به هر روشی در پی تخریب مسلمانی برآید بنده این آیه الله را برای شخص مسلمان که مورد ظلم واقع شده میخوانم که الله فرمود: و عباد الرحمن الذین یمشون علی الارض هونا و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما- بنده گان الله کسانی هستند که در روی زمین با نرمی و وقار حرکت میکنند و اگر انسان جاهلی آنها را مورد خطاب قرار داد در جواب میگویند: سلام بر تو..... این آیه در فارسی هم ضرب المثلی دارد که میگوید: جواب ابلهان خاموشی است.
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بسم الله و الصلوه و السلام علی رسول الله و علی آله و اصحابه و من والاه
جاسکیهای عزیز و خواننده گان محترم: به این حدیث رسول (ص) توجه کنید: ان مما علم الناس من کلام النبوه الاولی اذا لم تستح فاصنع ما شئت- یعنی آنچه که مردم از نتیجه دعوت انبیاء به سوی الله یاد گرفتند این است که گفتند: اگر شرم و حیا نداری هر کاری که دلت میخواهد بکن. مفهوم حدیث این است که تمامی انبیاء در دعوتشان به سوی الله کوچکترین کوتاهی مرتکب نشدند و تمامی عمر خود را صرف توجه مردم به الله نمودند و در این راه بهترین دلایل و براهین و معجزات را که مطابق با عقل و زمان خودشان بود بکار بردند. حال علی رغم این همه دلیل چنانچه کسی بر سر عقل نیاید در واقع شخصی یا متعصب و یا جاهل و یا مغرض است و در اینصورت هرچه دلش میخواهد بکند زیرا این دنیا همینطوری خلق نشده بلکه روزی همه در بارگاه الله حاضر میشوند و مورد محاسبه قرار میگیرند و این فرد بی حیا و بی شرم نیز مورد محاسبه قرار میگیرد پس از آنروز باید ترسید. |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بسم الله و الصلوه و السلام علی رسول الله و علی آله و اصحابه و من والاه
جاسکیها و خواننده گان عزیز: بنا به اصرار شدید دوستان جاسکی و تماسهای مکرر در رابطه با نوشتن مطالبی در وبلاگ همشهری عزیز جناب آقای آتش زبان که مربوط به بنده است چند نصیحت خیرخواهانه خطاب به ایشان البته نه از خودم بلکه از قول الله و رسولش جهت اصلاح مطرح میکنم: الله میفرماید: یا ایها الذین امنوا اتقوا الله وقولوا قولا سدیدا یصلح لکم اعمالکم و یغفر لکم ذنوبکم و من یطع الله و الرسول فقد فاز فوزا عظیما-ای کسانی که ایمان آورده اید از الله بترسید و حرفهای شایسته بگویید زیرا با گفتن حرفهای نیکو و شایسته خداوند اعمال شما را اصلاح میکند و گناهان شما را معاف میکند و هر کس که از الله و رسولش پیروی کند بدون شک پیروزی بزرگی را کسب کرده است. باز الله میفرماید: و لا تقف ما لیس لک به علم: بر آنچه که در موردش علم نداری واقف نباش. در مورد آنچه که خطاب به بنده در وبلاگ دوست عزیز آقای آتش زبان نوشته شده باید بگویم: تمامی خواننده گان وبلاگ مرا از روز اول دنبال کرده و میدانند که هیچ چیزی بنام تبلیغ مذهب سلفی وجود ندارد و چه بسا دوستان معنی سلف را هم نمیدانند. ما اهل سنت و جماعت هستیم نه یک مذهب جدید. همگی وبلاگ مرا به خوبی مطالعه کنند تا بفهمند ما از عقیده اهل سنت صحبت کرده ایم نه مذهبی خاص. اما در مورد هر آنچه که مربوط به امورات شخصی و گذشته بنده است و شخص با تکنیک دوپهلو آنها را الله اعلم به چه نیتی به تصویر کشانده باید بگویم: خدا هدایتش کند و این حدیث رسول صلی الله علیه و سلم را به وی توصیه میکنم که فرمود: من کان یومن بالله و الیوم الاخر فلیقل خیرا او لیصمت. هر کس به الله و روز قیامت ایمان دارد یا سخن خیر و نیکویی بگوید و یا ساکت بماند. بنده همواره از پیام ارسالی آقای آتش زبان که چند ماه قبل در حمایت و اظهار محبت به بنده ارسال نمودند تشکر میکنم و احساس میکنم آنچه در مورد بنده نوشته شده گفته های ایشان نیست زیرا از خصوصیات یک خبرنگار خوب این است که اگر در مورد کسی میخواهد صحبت کند با وی تماس میگیرد و سوالاتش را مطرح میکند و به نقل جوابهای شخص میپردازد نه اینکه خودش هر طور که بخواهد بنویسد و قضاوت کند . هنر یک خبرنگار خوب در تحقیق و دقت علمیش است نه هر آنچه به ذهن بیاید بنویسد. هیچ کس بجز الله به نیتها آگاه نیست و نمیدانم چطور یک خبرنگار ادعای آگاهی از نیتهای مردم را میکند !! آیا به تصویر کشاندن گذشته انسانها جهت رساندن هدفی خاص هنر است؟؟ من خطاب به خواننده گان وبلاگم میگویم: مراقب باشید تا مسلمانی را بدون علم و آگاهی کامل و دقیق از وی مورد اتهام قرار ندهند و در مورد مسلمانی به آسانی مانند این دوست عزیز قضاوت نکنند زیرا چه بسا خیلی از این اتهامات هدفمند و مغرضانه بوده و گرنه همه میدانید که دلیلی وجود ندارد بعضی ها نخواهند رودر رو و در یک سوال و جواب علمی و نقد مستقیم که ملت جاسک هم شاهد آن باشند به مناظره یا بحث و تبادل آراء بپردازند. امروزه تلفن و ارتباطات بسیار قوی شده و شخصی که دچار شبهه شده به راحتی میتواند با حضور مستقیم سوالات خود را مطرح و جواب خود را دریافت کند . |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بسم الله و الصلاه و السلام علی رسول الله و علی آله و اصحابه و من والاه
جاسکیهای عزیز و غیور: یکی از مسائلی که احتمالا ذهن شما را به خود مشغول میکند این است که با توجه به انتشار مدعیان خیرخواهی در جاسک چگونه میتوان به خیرخواهی شخص یقین پیدا کرد و از کجا بدانیم که این فرد گرگی است در لباس میش. با در نظر گرفتن اینکه فقط الله به نیتها آگاه میباشد ولی در علم رجال شناسی علماء اسلام قواعدی را برای ما ترسیم کرده اند که با فهم این قواعد در واقع فرد راستگو و دروغ گو از هم جدا میشوند. من به یک اصل مهم این شناخت اشاره میکنم: ۱- شهادت و گواهی عموم مردم در نحوه زندگی اجتماعی فرد: شما اگر نظر مجموعه ایی از معتمدان جاسک را در مورد فرد مدعی از نظر اخلاقی و اجتماعی و عقیدتی جویا باشید به طور قطع به اعتماد یا عدم اعتماد کردن به حرفهایش پی میبرید.چگونه شخصی که در میان معتمدین و بزرگان جاسک به دروغ گو وبی نماز معروف است میشود اعتماد کرد؟اگر امروزه کسی خبری را بر علیه شخصی درج میکند باید اولا به عدالت و صلاح خبرنگارش از نظر عبادتها و اعتقادات و شهرتش در میان خیرخواهان از نظر اخلاقی و اجتماعی پی برد سپس صحت خبرش را تایید کرد. در طول اسلام خبرنگاران یا راویان زیادی بودند که احادیث رسول (ص) را برای مردم بازگو مینمودند اما با آمدن علم جرح و تعدیل و رجال مشخص شد که احادیث زیادی دروغ محض است و تنها به نام رسول(ص) تمام شده است. آری در جاسک مدعیان خیر و پرچمداران اصلاح بسیار زیادند اما آیا همه آنها راست میگویند؟ بیایید و از این افراد تنها ارکان نماز را بپرسید و ببینید که چقدر مانند یک ساختمان تخریب شده فرو میریزند. برای یک مسلمان علم عبادات فرض عین است و هر مدعی قلمی باید به این علم واقف باشد و در عبادتها کوتاهی نکند.چطور میشود به شخصی که در حق خدای خودش کوتاهی میکند گفت که این فرد در حق مردم کوتاهی نمیکند؟چطور شخصی که از خدا ترس ندارد و در خلوت دست به هر فحشائی میزند میتوان اعتماد کرد؟ جوانان جاسک: فریب هر خبری یا هر شایعه ایی که متوجه بسیاری از منصفین جاسک است را نخورید و قبل از توجه به متهم به اخلاقیات صاحب خبر از نظر دینی و عقیدتی توجه کنید تا بدین وسیله مسلمانی را مورد ظلم قرار ندهید. الله میفرماید: ای کسانی که ایمان آورده اید اگر انسان فاسقی خبری را برای شما بیان کرد پس مراقب باشید در نتیجه این خبر قومی را به جهالت مورد اتهام قرار ندهید زیرا بعد از آن پشیمان میشوید. هدف از بیان این موضوع در واقع هشدار دادن به کسانی است که خود را مدعی خیر و صلاح مردم جاسک میدانند و با این روش گرگ در لباس میش میخواهند افکار عمومی ملت جاسک را بر علیه معتمدانش تخریب کنند . هیچ کس شک نکند اگر انسانی در پی از بین بردن آبروی کسی باشد بلاشک اولین بی آبرویی متوجه خودش خواهد شد. ما همواره ستر نمودن یک مسلمان را در هر شرایطی برای خود لازم میدانیم اما اگر روایت و خبر یا موضوعی به دروغ متوجه جاسکیهایی که در عدالت و خیرخواهی آنها ملت بومی جاسک شک ندارند باشد بدانید امر به معروف و نهی از منکر ایجاب میکند تا در مورد خود شخص راوی و عقیده اش مردم را آگاه سازیم و بر مردم لازم است قبل از شنیدن خبر به صاحب خبر بنگرند و تا صحت موضوعی برایشان ثابت نشد هیچ وقت نسبت به کسی بدبین نباشند. امروزه اسبابهای زیادی دست به دست هم داده اند تا ملت بومی جاسک را از معتمدان جاسکی جدا کنند و نوعی هرج و مرج در منطقه قائم شود تا از این آب گل آلود به نفع منافع شخصی خود استفاده کنند.پس بومیهای جاسک مراقب این افراد باشید و از دانشجویان و تحصیل کرده های جاسکی میخواهم همواره همگام با جاسکیهای اصیل حرکت کرده و جلوی هر خبر دروغ و شایعات بی اساس را با حکمت و روش احسن که مطابق با شرع اسلامی و قوانین دولت است بگیرند. |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
با سلام خدمت دوستداران جاسک و جاسکی و تمامی خواننده گان عزیز:
متاسفانه بدلیل مشاکل مربوط به زندگی در غربت و مشغولیت های زیاد اعم از تحقیقی و علمی یا مادی مدتی از شما دور ماندم اما امشب دوست دارم شما را به سفر سلف جاسک ببرم. کسانی که در واقع خدمات ارزنده ایی برای جاسک و جاسکیها ارائه دادند و توانستند نامی نیک و شایسته از خود بجای بگذارند.آری: میخواهم از کسانی صحبت کنم که فضل الله شامل حالشان شد و با قلبی پاک و تفکری دلسوزانه به امثال من دست تشویق و محبت خود را دراز میکردند و همواره در تمامی مراسمهای دینی پا به پای من حرکت کرده و دست از تشویق و خیرخواهی برنداشتند . اینها کسانی بودند که ملت بومی جاسک علی رغم کارشکنی مخالفان و حاسدان به عدالت و خوش نامی آنها گواهی میدهند. بنده از مرحوم حاج احمد مسقطی صحبت میکنم که در زمان خود مرجع دینی مردم بحساب می آمد و نه تنها معلمی دلسوز بلکه با امکانات فکری و مادی آنزمان دست از خدمت و پرورش صحیح جاسکی برنداشت. من کوچک بودم و از مدرسه که بر میگشتم همواره وی را میدیدم که چقدر با لبخند و محبت و تشویق برخورد میکرد . این شخصیت بزرگوار در حد علمی خود حقیقتا کسانی را تربیت نمود که بعد از وفاتش به عنوان مرجع مردم خدماتی را ارائه دادند. مرحوم حاج شهمراد لک نژاد بعد از وفات ایشان به عنوان مرجع دینی مردم جاسک در حد تعلیمات علمی خودشان حقیقتا خدماتی نیک از خود برجای گذاشتند. یادم است بنده وقتی طلبه بودم همواره مورد محبت و توجه ایشان واقع میشدم و در بسیاری از خطبه های رسمی و مراسمهای دینی بنده را به عنوان سخنگو معرفی میکردند. خاطراتم از این مرحوم بسیار است که وقتم اجازه بیان بیشتر از این را نمیدهد. آری: از مرحوم حاج یعقوب ارجمندی که همواره خندان رو و خیرخواه بود صحبت زیاد است. مرحوم حاج یعقوب از جمله کسانی بود که همیشه در جلسات مسجد که صحبت میکردم حضور داشت و مرا به شدت تشویق و حمایت میکرد و از من میخواست تا جایی که میتوانم علم دین را بیاموزم و به دیگران ابلاغ کنم. وی میگفت: خودت را با الله وصل کن و از حرفهای مخالفان ناراحت نباش و نیت خود را برای الله خالص بگردان. میخواهم از مرحوم میرحسن قشمی بگویم که چقدر برای دین دست خدمت خود را دراز میکرد و میتوان گفت ساخت مسجد جامع از دستاوردهای وی میباشد. وی مرجع حمایتهای مادی برای ملت جاسک در زمان خود بود و از هیچ خدمت دینی و دنیایی برای مردم دریغ نمیکرد. روزهای عید اولین کسی که مردم خانه اش جمع شده و نهاری میخوردند دقیقا منزل ایشان بود. میخواهم از مرحوم عیسی آذرایین بگویم که عبادت و نماز و دعایش همواره مورد رشک است. کسی که بیشترین حمایتها را از من میکرد و در اکثر روستاها از من میخواست بروم و صحبت کنم ایشان بودند.خاطرات من با مرحوم آذرایین بسیار زیاد است و بالاترین موضوعی که در این مرحوم توجه مرا به خود جلب میکرد دعا و نیایش و حرص وی در عبادت الله بود. میخواهم از مرحوم جلال بادروج بگویم که همواره تا مرا میدید سوال میکرد: احمد در چه حالی هستی و چه میخواهی؟ من در نزد ایشان اینقدر محبوب بودم که اگر از وی چیزی را میخواستم هرگز جواب منفی به من نمیداد. وی مرا به روش های جالبی تشویق میکرد مثلا تا مرا جایی میدید میگفت: احمد امروز کجا سخنرانی داری؟ شخصیتهای زیادی باز بودند که به رحمت خدا رفتند و مرا همواره به عنوان فرزند خود میشناختند و حقیقتا در تربیت و پرورش فکری من تاثیر بسیار زیادی گداشتند. من دستاورد سلف خود هستم و چون با نصیحت و خیرخواهی اینها بزرگ شدم به خودم قول داده ام هیچ وقت دست از تلاش برای اصلاح شهر اجدادی خود برندارم. نمیخواهم از مرحوم پدر خود صحبت کنم چون اگر حقیقت این انسان به عنوان یک شخصیت جاسکی را بیان کنم شکی نیست که غیض دشمنان و حاسدان که تا امروز متوجه ماست تبدیل به بی خوابی آنها شود. فقط در همین حد به عنوان یک فرد نه فرزند میگویم مرحوم موسی آبکار ستون و پشتوانه هر جاسکی بود و دوستانش همه همینهایی بودند که ذکرشان به میان آمد . اینها قافله ایی متصل و در کنار هم بودند و هیچ چیز جز مرگ آنها را از هم جدا نکرد. هدف از این بیان جوانان جاسک است که در واقع آینده جاسک را باید ترسیم کنند و خطاب به اینها میگویم نگاهی به سلف خود کنید و ببینید آنها چگونه با هم و در کنار هم و برای یک هدف آنهم خدمت به جاسک و تربیت نسل خیرخواه جاسک هم از نظر فکری و مادی و معنوی تلاش میکردند. آری من نتیجه تشویق و ترغیب اسلاف خود هستم و از آنها چگونه خدمت کردن را آموختم. خدا همگی اینها را در جوار رحمتهای خود قرار دهد و مار ا توفیق خدمت بیشتر عنایت فرماید. موفق با جاسکی سربلند و آباد |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بسم الله و الصلوه و السلام علی رسول الله
سلام جوانان دانشجوی شهرستان جاسک از شرق تا غرب: یکی از سفارشات مهم اسلام برای مسلمانان کسب علم است چنانچه اولین آیاتی که به رسول (ص) نازل شد میگوید: اقراء باسم ربک الذی خلق... یا در جایی دیگر رسول (ص) میفرماید: من سلک طریقا یلتمس به علما سهل الله به طریقا الی الجنه..(هر کس دنبال راهی باشد که در آن علمی را کسب نماید بلاشک خداوند راههای رسیدن به بهشت را برای فرد آسان میکند). علم یکی از بزرگترین راههای آبادی فردی و اجتماعی است. شما ببینید قبلا انسانها برای کسب علم با پای پیاده همواره به دنبال یک عالم میگشتند و هر شهری که محل زندگی علماء بود چقدر در آن آبادی و حرکت وجود داشت. صحبت از علم و فضیلت آن شاید روزها وقت را بطلبد ولی بنده به طور خلاصه خدمت خواهران و برادران بلوچ و بومی جاسک میگویم: شما ستاره های سرنوشت سازی در تاریکی موجود جاسک هستید که هر چقدر بیشتر علم کسب نمایید به همان اندازه بیشتر نور میدهید و به همان نسبت راههای تاریک و مرض های اکتسابی را که رفته رفته تبدیل به یک سرطان خطرناک میشود را میتوانید از بین برده و نوری تازه و دوایی برای بیماریهای اجتماعی و اقتصادی و دینی جاسک باشید. این یک مسئولیت مهمی بر دوش تک تک جاسکیهای اصیل است که اولا علم را برای خدمت به خلق الله یا شهر خود یاد گرفته سپس بهترین را انتخاب و به آن عمل کنند. امروزه متاسفانه بسیاری از افراد لا ابالی که هم از نظر نظام ما و هم از نظر اسلام هیچ جایگاه اجتماعی ندارند شروع به انتشار فساد و فحشا و توزیع انواع مواد مخدر و مشروبات الکلی و داروهای مرگبار نموده اند. در ادارات هم متاسفانه بدلیل کمبود نیروهای بومی و یا دلایل دیگر کمتر یک شهروند جاسکی اصیل نقش ایفا میکند. شما ببینید بعضی وقتها حقیقتا انسان به رنج می آید و میبیند یک زن جاسکی بخاطر بیماریهای قابل علاج در اثر کمبود امکانات و عدم دلسوزی به راحتی جان خود را از دست میدهد.چقدر از این حوادث رخ داده است؟ دانشجویان عزیز: کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من... شما تنها کسانی هستید که میتوانید در حق شهر خود دلسوز باشید اما غریبه ها هر چند سالی یکبار چه خوب و چه بد میروند و در نهایت این شما و این سرنوشت شما... بسیار خوشحالم که خواهران و برادارنی از جاسک در رشته های مختلف مشغول به تحصیل هستند و دعای خودم را همواره بدرقه راه این عزیزان میکنم. و انتظار دارم این علم گرایی با نفع مثبت جهت خدمت به اسلام و شهر جاسک همواره در شما عزیزان روز به روز افزوده شده و روزی برسد که ما نیازی به نیروهای غیر بومی در هیچ زمینه ایی نداشته باشیم. جاسکی آباد با داشنجویانی متعهد |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بسم الله و الصلوه و السلام علی رسول الله
با عرض سلام خدمت خواننده گان و جاسکیهای اصیل: قابل توجه یکی الی دو نفر مخالف که همواره نه جرات معرفی خود را پیدا کرده و نه برای ادعاهای خود دلیلی ارائه داده اند باید بگویم اولا شهرستان جاسک دیار اجدادی بنده میباشد و بلاشک به آن افتخار میکنم و خدمت به جاسک را یک فرض برای خود میدانم آنچنان که گذشتگان ما اینکار را به نحو احسن انجام داده اند و ملت جاسک بهترین گواه هستند.این فضل الله است و برای هرکس که دلش میخواهد عنایت میفرماید((ذلک فضل الله یوتیه من یشاء)) و ((ام یحسدون الناس علی ما اتاهم الله من فضله)) چراحسادت مردم را میکنید به آنچه که الله از فضل خود به آنها عنایت کرده است. دوستان خواننده:عزت و ذلت و ملک یا اعطای بزرگی و پادشاهی بدست الله است(قل اللهم مالک الملک توتی الملک من تشاء و تنزع الملک ممن تشاء و تعز من تشاء و تذل من تشاء). هر کسی که با من یا جاسکی های عزیز مشکلی دارد و میخواهد آنرا به عنوان سوال در وبلاگ بنده مطرح نماید اولا باید جرآت معرفی خودش را داشته باشد و از پنهان کاری پرهیز کند زیرا تنها انسانهای ضعیف و ترسو از معرفی خود و مناظره روبرو میترسند و بنده با افراد ترسو و ضعیف و مجهول الهویه هیچ کاری ندارم و به آنها میگویم بروید سراغ وبلاگهای دیگر که خصوصیات اخلاقی شما را دارند. اینجا همه چیز صاف و روشن است و بنده خودم را به طور کامل هم از نظر عقیده و هم از نظر اصل و نسب معرفی کرده ام و حتی عکس خود را به منظور معرف بودن بیشتر با مختصر توضیحی گذاشته ام تا جایی برای شبهه باقی نماند. حال تا زمانی که سوال کننده خودش را معرفی کامل نکند برای خودم لازم نمیدانم سوالش را پاسخ دهم.((قل هاتوا برهانکم ان کنتم صادقین)) ای محمد(ص) به اینها بگو اگر راست میگویید دلیلهای خودتان را ارائه دهید.آیه قرآنی موفق باشید |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بسم الله و الصلوه و السلام علی رسول الله
دوستان بسیار زیادی مجموعه ایی از سوالات را به صورت خصوصی مطرح کرده اند که در واقع باید به آنها پاسخ دهم و شاید در ذهن شما خواننده عزیز به نوعی این سوالات نیز وجود داشته باشد: سوال اول: نظر شما (آبکار) در مورد حنفی ها چیست و چرا شما بد امام اعظم را میگویید در حالی که هیچ کس به مانند وی پیدا نمیشود؟ جوابیه آبکار: اولا بنده خود را یک حنفی واقعی و عامل به وصیت های امام اعظم (رح) میدانم و مذهب حنفی را به عنوان یکی از بزرگترین مذاهب اسلامی میدانم و هر کسی که میگوید بنده به امام اعظم(رح) به هر شکلی و با هر جمله ایی خدای نکرده توهین کرده ام باید از خودش دلیل بیاورد و حداقل انصاف این است که بگوید من کجا به امام خود توهین کرده ام. این یک تهمت در حق بنده است و دروغی بیش نیست. بنده با کسانی کار دارم که به دروغ پرچم امام اعظم را بالا گرفته اند ولی از امام ابی حنیفه هیچی نمیدانند و اکثر این افراد دارای معتقدات صوفیه و معتزله و ماتریدی هستند که فرسنگها با منهج امام اعظم فاصله دارند. بنده به عنوان یک حنفی واقعی همواره مدعیان دروغین ابی حنیفه را با سند و مدرک از کتب خودشان و به اقرار خودشان هر وقت که لازم باشد برای ملت بالاخص جاسک بیان خواهم کرد . اما اینکه هیچ کس به مانند وی پیدا نمیشود در واقع غلو و مغالات در حق امام اعظم است و ما در قرآن نمونه های زیادی داریم که غلو و معالات در حق بشر را رد میکند و بجز انبیا کسی را معصوم و عقل کل نمیدانیم و خداوند به هر کسی یک موهبت خاصی داده و شکی نیست که در نظر بسیاری از ائمه اسلام امام اعظم در قیاس یکی از بهترینها بود اما عجب اینجاست که بعضی از علماء بزرگ منتصب به امام اعظم گفته اند که حضرت عیسی به وقت ظهور مذهبش حنفی خواهد بود؟ و یا للعجب از این غلو که خود امام اعظم از این غلو مبرا است. سوال دوم: نظر شما در مورد جهاد چیست؟ جوابیه آبکار: جهاد در اسلام به عنوان یک رکن مهم مطرح است اما شکل و قالب امروزی از نظر سلف صالح امت به هیچ وجه با شروط جهاد همخوانی ندارد.چون جهاد مستلزم یکی بودن امت اسلامی و تحت یک رهبریت قرار گرفتن و با یک شعار و قدرت متحد حرکت کردن است که در حال حاضر مسلمانان این شرایط را ندارند.ما مسلمانان اکنون متفرق شده ایم واز داخل دچار مشکلات شدیدی هستیم بنابراین در حال حاضر بهترین راه ساختن مسلمانان از داخل است و جهاد اکبر یعنی جهاد با نفس و تزکیه و تربیت و تعلیم امت اسلامی بالاترین جهاد است .سلف صالح ما مخالف با هر نوع حرکتهای جهادی در قالب امروزی به نامهای سلفی و یا وهابی و یا اسلام و غیره هستند زیرا این حرکتها نتیجه ایی جز بدبینی و خونریزی و متفرق شدن بیشتر امت اسلامی ندارند.رسول (ص) اول امت را تزکیه و تصفیه نمودند و ایمان را در قلبهای آنها ثابت نمودند سپس برای دفاع از اسلام جلوی کفر ایستادند نه برای چیزی دیگر. اما امروزه شما مقایسه کنید اکثر احزاب برای چه میجنگند؟البته این را هم بگویم قرار نیست هر کسی که بنام اسلام و مسلمانان دست به کشتن ملتی زد باید حتما گفت که این شخص مسلمان است چون امروزه گرگها در پوستین میش کم نیستند. سوال سوم: هدف شما(یعنی آبکار) از تبلیغ سلفیت در جاسک چیست؟ جواب: بنده همان هدفی را دنبال میکنم که قرآن و رسول (ص) و صحابه (رض) و ائمه اسلام و سلف صالح امت از ما خواسته اند و نه چیز دیگر. آنها ما را به تمسک به دو مصدر قرآن و سنت صحیح رسول (ص) به فهم صحابه و سلف صالح امت توصیه کرده اند و بنده بر این وصیتها عمل میکنم. هیچ وقت ملتی با تعصب و جهل به جایی نرسیده و نخواهد رسید و هیچ یک از علماء منصف اسلام در برابر قرآن و سنت (ص) دست تعرض دراز نکرده اند اما متاسفانه ظهور فرقه های باطل در اسلام به نامهای مختلف امروزه مردم را به تقلید کورکورانه ازاین و آن دعوت میکنند و در اقوال خود به صراحت با حدیث رسول (ص) مخالفت میکنند و به بهانه های واهی میخواهند قلاده را به گردن مردم بسته و آنها را تنها مطیع خود کنند. بنده در جاسک به طور عملی این موضوع را لمس کردم و از آنجایی که خود را یک جاسکی میدانم و مسئول رعیت خود هستم وظیفه دارم ملت را متوجه قرآن و سنت صحیح رسول(ص) نمایم حالا شما اسم این عمل مرا میخواهی وهابی و یا سلفی و یا حنفی و یا هر چیز دیگری بگذارید مهم نیستبلکه مهم قول الله است که فرمود: (( قسم به خدای تو ای محمد (ص) اینها ایمان نمی آورند تا زمانی که تو را در میان مشاجره های خود حکم قرار دهند و سپس به قضاوت شما راضی و خوشنود و تسلیم شوند)) آیه قرانی- در پایان از تمامی کسانی که در نامه های خصوصی خود بنده را تشویق و ترغیب نموده اند بسیار سپاسگذارم و امیدوارم تمامی ما مسلمانان حداقل ظرفیت نشستن و تبادل افکار با یکدیگر را به نحو احسن داشته باشیم.به نظر من گفتگو و بحث و مناظره با دید باز و سعه صدر یکی از بهترین راهها برای شناخت است که امیدوارم شما دوستان هر نوع سوالی در مورد بنده دارید به طور مستقیم و با معرفی خود مطرح کنید ان شا الله بنده به طور مستقیم حاضر به تبادل افکار با شما خواهم بود. موفق باشید |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بسم الله و الصلوه و السلام علی رسول الله
جاسکیها و خواننده گان عزیز السلام علیکم و رحمه الله و برکاته بحمد و توفیق الهی موج عظیمی از جوانان و ملت جاسک به اصل منهج اهل سنت و جماعت به فهم سلف صالح برگشته اند و دست از خرافات و بدعات برداشته اند و خبر بسیار خوشحال کننده متوجه شدن بسیاری از مولوی های عزیز در جاسک به اصل اسلام یعنی رجوع به قرآن و سنت و ترک تعصب مذهبی است.من خیلی متاسفم برای آن دسته از افرادی که تا میشنوند کسی به نهج سلف صالح بازگشته بلافاصله شروع به شایعه پراکنی و ساختن انواع دروغ و مکر در اذهان عامه مردم میکنند.اکثر این افراد مغرض متاسفانه یا صوفی های تندرو و یا معتزلی هایی در لباس امام ابی حنیفه (رح) میباشند که از دین چیزی جز تعصب نیاموخته اند.از عموم ملت جاسک میخواهم اگر در مورد مسلمانی خبری را میشنوند بلافاصله قضاوت نکنند بلکه از خود متهم حقیقت را بخواهند. موفق و موید باشید |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
سلام به جاسکی ها و خواننده گان بزرگوار: قرآن و سنت نبوی صلی الله علیه و آله و سلم به فهم صحابه کرام رضوان الله تعالی علیهم بالاترین معیار سنجش هر عمل در اسلام خاصتا بعد از بروز اختلاف در امت محمد (ص) میباشد.ما اهل سنت و جماعت قول هیچ امامی را حتی اگر در مقام علمی به درجه اجتهاد رسیده باشد بر قول الله و رسولش در صورت اثبات خلاف ترجیح نمیدهیم((وفی ذلک فلیتنافس المتنافسون))و در این مسابقه دهنده گان با هم رقابت کنند.علماء اسلام اعم از سفیان ثوری و ابراهیم نخعی و حمادبن ابی سلیمان و شعبی و شعبه و امام ابی حنیفه و امام مالک بن انس و امام شافعی و امام احمدبن حنبل و صدها مجتهد دیگر به عنوان بزرگان اسلام و مراجع مهم امت اسلام و چراغهای نورو زهد و خداپرستی مورد احترام و تقدیر هستند و هیچ کس در اخلاص و علم و عمل آنها شک ندارد اما اگر نصی در قرآن و سنت نبوی (ص) خلاف اقوال هر یک از این ائمه ثابت شد بلاشک اهل سنت و جماعت قرآن و سنت را در اولویت انتخاب خود قرار میدهند زیرا اینها از منبعی به نام وحی الهی سرچشمه گرفته است.اهل سنت و جماعت اجتهاد ائمه را حق میداند و در هر دو حالت یعنی اصابت و خطاء آنها را ماجور میبیند و این نص حدیث رسول میباشد ولی بر ما امت امروزی که مدعی پیروی از اسلام هستیم هرگز جایز نیست اگر قولی خلاف امام متبوع به ما رسانده شد بگوییم نه من به قول فلان امام خود عمل میکنم و این قول رسول و یا قرآن را ترک میکنم . بنده وصیتهای ائمه را در نوشته های قبل عنوان کردم که چقدر آنها امت را از تقلید کورکورانه بر حذر داشتند و حتی خود را از آن مبرا نمودند. از دیدگاه ما اهل سنت برای هیچ کس در روز قیامت عذری وجود ندارد اگر حدیثی صحیح به وی رسانده شود و بگوید( نه من قول امام خود را بر این حدیث ترجیح میدهم) موفق و موید باشید |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بسم الله و الصلوه و السلام علی رسول الله و علی آله و اصحابه و من والاه
خواننده گان و جاسکیهای عزیز: باخبر شدم در بحل و قبلا در حوزه غرب متاسفانه قتلهایی حالا به دلایل مختلف صورت گرفته است که سبب نا امنی این دیار اجدادی ما بلوچها شده است. همواره قبلا این نکته را متذکر شده بودم که تمامی ما در قبال اتفاقات جاری به عنوان یک شهروند جاسکی مسئول هستیم و برای آن دلایل قاطع از قرآن و سنت نبوی (ص) ذکر کردم . باز هم مجبورم این مطلب را جهت ادای وظیفه شرعی تکرار کنم و بگویم تا زمانی که ملت جاسک فشار را به ارگانهای ذی ربط از جمله نیروی انتظامی در خصوص عدم عمل به تعهدات خود که منجر به این ناهنجاری شده وارد نکنند همچنان افراد گمراه جان هر شهروندی را تهدید میکنند.شما جاسکی عزیز باید از ارگانهای ذی ربط که برای خدمت ملت بنا نهاده شده اند و نیروی انتطامی که مصدر انتظام و آرامش مردم است باید سوال کنید که دلیل این همه بی انتظامی در جاسک چیست؟ و تا زمانی که شهروند جاسکی این مسئولیت را درخود نبیند مطمئن باشید همچنان شاهد فساد و قتل و بی بند و باری در جاسک خواهید بود. فراموش نکنید رسول ما فرمود: کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته و الله سبحانه و تعالی در قرآن دلیل این بی بند و باری و فساد و قتل را اینگونه بیان میکند: و ما اصابکم من مصیبه فبما کسبت ایدیکم- یعنی هر چه از مصیبت و بلا بر سر شما می آید بخاطر رفتار خود شماست. بی خیال نباشید و گرنه خدا رحم کند |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
با سلام جاسکی و خواننده عزیز:
چند روز پیش خانواده هایی از جاسک با من تماس گرفته و از وضعیت زندگی خود شکایت میکردند. آنها میگفتند متاسفانه در جاسک سراغ هر کس که رفتیم همه یک حرف زده و هیچ نتیجه ایی عاید ما نشد. آنها میگفتند ما در کمال نا امیدی بسر میبریم و نمدانیم چکار کنیم. به هر حال مشکل هر کدام را با دقت جویا شدم و با متابعت از راه دور و با تلفن تلاش میکردم که مشکلات آنها را حل کنم. بفضل خداوند متعال بسیاری از این خانواده ها مشکلاتشان حل شد.اما نکته جالب اینجاست که من متوجه شدم خیلی از این مشکلات نتیجه عدم راهنماییهای لازم و دلسوزی در حق خانواده ها است. یعنی فقط کافی بود یک فردی در حل مشکلاتشان آنها را راهنمایی و همواره پیگیر موضوع آنها بوده و برای حل مشکل به مراجع مربوطه مطالب را توضیح داده و آنها را تشویق کند.باور کنید همه میگفتند ما راهنما و دلسوز نداریم که راه را نشان ما دهد.حتی برخی از دوستان از اعتیاد مینالیدند و طی تماسی با من اظهار پشیمانی میکردند و میگفتند جامعه بجای اینکه ما را کمک کند تا ترک کنیم متاسفانه همه ما را مسخره میکنند و هیچ کس و حتی خانواده های ما حاضر به ترک دادن ما نیستند و فقط ما را ملامت میکنند. سبحان الله: حقیقتا این روش خیلی اشتباهی است که ما مریض را به حال خود واگذاریم و بگوییم فلانی دیگر آدم بشو نیست. از آنجایی که هدایت بدست الله است و رحمتهای الله بی نهایت لذا کسی حق ترد انسان مسلمانی را به این آسانی ندارد بلکه اگر در خانواده ایی فردی مبتلا به اعتیاد است باید او را کمک کرد تا از این مرض و بیماری بیرون بیاید و این میسر نیست مگر به دلسوزی و بکار بردن اسباب صحیح. خواهش من از جاسکیهای عزیز این است اگر در خانه های شما خدای نکرده کسی مبتلا به اعتیاد است اولا: عزم خود را جزم کنید تا وی را در بیرون آمدن از این مرض کمک کنید حتی و لو خودش نخواهد. دوما: با مراجعه به پزشک و یا اماکن مخصوص ترک اعتیاد تلاش کنند بستر مناسبی برای آن پیدا نمایند سوما: برای آن دعا و دلسوزی بخرج دهید و از رحمت الله نا امید نشوید. اعتیاد یک مرض لا علاج نیست بلکه این مرض اکتسابی است و قابل علاج است. امروزه اسباب ترک اعتیاد هر جا وجود دارد فقط یک دلسوزی و عزمی راسخ می خواهد که امیدورام در شما جاسکیها این دیده شود.موضوع را جدی بگیرید و گمشده خود را که تاچندی پیش در کنار شما بوده اما اکنون اعتیاد زندگیش را ویران کرده و علت افراد سوء هستند کمک کنید و لبخند را دوباره به زندگی وی برگردانید.همه شما باید برای دوست و برادر ورفیق خود که معتاد شده یک پرستار خوب باشید و مطمئن باشید این کار سختی نیست فقط همت میخواهد و بس. |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بسم الله و الصلوه و السلام علی رسول الله و علی آله و اصحابه و من والاه
خواننده گان و جاسکیهای اهل سنت و جماعت: همه میدانیم که در عقیده اهل سنت و جماعت مهمترین اصل توحید و یکتاپرستی و عدم روی آوردن به شرک و هر رفتار شرک آمیز است.در واقع مداراصلی ورود انسان به بهشت یا دورخ در توحید خلاصه میشود چنانچه الله میفرماید: خداوند مشرک را معاف نمیکند و به جز شرک هر کس را که بخواهد می بخشد. متاسفانه امراض و بیماریهای شرک آمیز در میان امت به جایی رسیده که نه تنها عامه مردم بلکه حتی بعضی از علماء معتزله و یا صوفیه و یا بعضی از جماعت ها از این قاعده حالا به صورتهای مختلف استثناء نیستند و در آینده حتما با دلیل و سند کتب این صوفیها را برای شما ذکر میکنم اما آنچه که بنده میخواهم عنوان کنم متاسفانه ورود افکار و فرق منحرف با دیدگاه ههای شرک آمیز و نفوذ آنها در عقیده اهل سنت و جماعت میباشد.من به طور خلاصه و در حد این موضوع برخی از این افکار دخیل در عقیده اهل سنت و جماعت جاسک را بیان میکنم و در آینده اگر کسی قانع نشد دلایل آنرا ذکر میکنم بنده کاری به سایر فرق ندارم اما عقیده اهل سنت و جماعت در مورد برخی بدعتهای جاری را بیان میکنم و ملت اهل سنت جاسک را از پرداختن به آنها برحذر میدارم: ۱-رفتن بر سر قبرها به شیوه امروزی یعنی نشستن و با سنگ روی قبر کوبیدن و آب ریختن یا گلاب و غیره پاشیدن و فاتحه و یا یاسین خواندن از معتقدات اهل سنت نیست و بدعت محسوب میشود. ۲-قسم خوردن به نام شخصی معین مثلا بگوید به جان پدر یا مادر و به قبر فلانی و یا به پیامبر قسم همه بدعت و ندا به غیر الله محسوب میشود و جرمش در اسلام بسیار بالاست. ۳- تعویذ بر سر و گردن بستن یا تیر بند کردن و غیره که از فرق بدعتی به جاسک آمده اصلا هیچ اصلی در معتقدات اهل سنت و جماعت ندارد و بدعت محسوب میشود. ۴- مراسم مردگانی که مرده ها حاضر میشوند و یا مراسم جشن دادن به مرده ها در معتقدات اهل سنت و جماعت وجود ندارد و مرتکب آن بدعتی و مخالف با شرع محسوب میشود. ۵-مراسم ۱۴ -۴۰ و یکسال برای مرده و دادن غذا و غیره به مردم به نیت ایصال ثواب و یا به هر دلیل دیگر در این روزها بدعت محسوب میشود و مرتکب آن به هیچ دلیلی نمیتواند آنرا صحیح بداند.زیرا اسلام تابع رسم و رسوم مردم نیست بلکه این ملت است که باید تابع اسلام و سنت رسول (ص) باشد. ۶- مراسم مولودخوانی هیچ دلیل شرعی در قرآن و سنت رسول (ص) ندارد و بدعت محسوب میشود . ۷- رفتن بر سر زیارتها و نذر کردن در این اماکن از نظر اهل سنت مردود است. دوستان: صرف به اینکه عملی عقلا خوب است نمیتوان برای آنرا در اسلام جای داد زیرا اگر این عمل خوب بود اصحاب رسول در انجام مراسم مولودخوانی از بقیه امت اولی تر بودند. و اگر بگوییم فلان عمل خوب است و اشکالی ندارد یعنی رسول (ص) در ابلاغ رسالت خود دچار تقصیر بوده و خوب و بد را به خوبی تشخیص نمیدادند.بنابراین طبق دلایل قرآنی و هدی نبوی (ص) کل بدعه ضلاله و کل ضلاله فی النار- هر عمل نوآور که از نبی ما ثابت نیست بدعت محسوب میشود و هر بدعتی داخل در جهنم است. اکنون با این حدیث رسول (ص) نمیتوان موضوع را همینطور آسان گرفت بلکه باید جلوی آن ایستاد زیرا وعید سخت جهنم به شخص بدعتی داده شده است.من امیدوارم جاسکیهای عزیزبا تمسک به قرآن و سنت رسول (ص) و دوری از خرافات و بدعات فرق گمراه متوجه حقیقت شوند. اگر کسی از دوستان برای هر کدام از مسائل مطرح دلیل خواست بنده در نوشته های بعدی آنها را ذکر خواهم کرد. موفق و موید باشید |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
با عرض سلام خدمت تمامی جاسکیها و خواننده گان عزیز:
اولا خودم و شما را به ترس از الله و عبادت وی همراه با اخلاص و گفته های نیکو و شایسته توصیه میکنم و اینکه همه ما حرام الله را حرام و حلال الله را تا روز قیامت حلال بدانیم و از شبهات به شدت پرهیز کنیم. در حدیثس معروف و صحیح رسول الله (ص) میفرماید: من رآی منکم منکرا فلیغیره بیده فان لم یستطع فبلسانه فان لم یستطع فبقلبه و ذلک اضعف الایمان. در این حدیث رسول اکرم سه مرحله را برای دور کردن محرمات با توجه به توانایی های یک مسلمان بیان فرموده است و اگر یک مسلمان نتواند در برابر یک عمل غیر اسلامی که در رابطه با وی و محیط اطراف وی میباشد یکی از این سه موضع را نگیرد به نظر من در ایمان شخص ضعف وجود دارد. در مرحله اول نبی ما از یک مسلمان قوی میخواهد در برابر منکر ایستادگی کند و با توان جسمی و عملی خود جلوی آنرا بگیرد. اکنون من میپرسم آیا در جاسک تا به حال اینچنین شخصی که واقعا بتواند جلوی منکر به طور صریح و روشن ایستادگی کند اصلا وجود داشته است؟ غیر از امور دینی و شرعی ما آیا تا بحال کسی حاضر شده در برابر عدم وجود برق و آب آشامیدنی سالم و مشکلات اشتغال و این همه قتلهایی که صورت گرفته به صورت دست جمعی و در لوای قانون نظام دست به اعتراضی که البته با هماهنگی ارگانهای رسمی است بزند؟آیا تا بحال شده کسانی که مدعی خیرخواهی و معتمد جاسک محسوب میشوند با مجوز رسمی جلوی نیروی انتظامی یا مثلا سازمان برق صف بکشند که آقایان چرا جاسک به این کوچکی از نظر شما قابل کنترل و سرویس دهی خوب نیست؟؟چند نفر حاضر شده اند جلوی اوباش و افراد لا ابالی را که کیان امنیتی شهر ما را بهم زده اند بگیرند و حداقل به شکل کاملا قانونی پیگیر موضوع شوند؟؟ خوب حالا مثلا میگوییم مرحله اول حدیث از توان ما خارج است بنابراین ناچارا سراغ مرحله دوم نص حدیث میرویم که رسول (ص) میفرماید: اگر شما قادر به انجام حرکت فیزیکی متوازن با قانون و شرع در برابر منکر و حرام نیستید لاجرم سراغ مرحله دوم یعنی نصیحت و صحبت و گفتگو بروید. حال آیا تا بحال پیش آمده که ملت جاسک یک نامه رسمی به جهات مقصر در جاسک بنویسند که آقایان چرا این همه قتل در جاسک؟ آیا شده کسی یک نامه دستجمعی بنویسد و بگوید مسئولین محترم چرا با گذشت سی سال هنوز ما صاحب برق خوب و آب خوب و نان خوب نیستیم؟؟ چرا جاسک از داشتن یک پارک و محل تفریح برای خردسالان محروم است؟ چرا جوانان ما را جذب کار نمیکنید؟ چرا همه از بیرون می آورید؟ چرا باید یک جوان جاسکی از داشتن یک تفریح گاه سالم محروم باشد؟چرا باید اعتیاد و مخدرات در جاسک غوغا کند؟ آیا واقعا گروهی در جاسک جمع شده و یک بیانیه در رابطه با گرفتاریهای اجتماعی جاسک نوشته اند؟ آیا یک نصیحت متوجه مسئولین ذی ربط در جاسک شده است که چرا اینطور است؟ خواننده گان عزیز: باز بنده حسن ظن دارم و میگویم این هم از دست مردم جاسک ساخته نیست و ما سراغ مرحله سوم فرمایش رسول (ص) میرویم که میفرماید: باز هم اگر شما توانایی نصیحت کردن را ندارید پس خود را از محل منکر و حرام دور کنید و با دوری و اظهار بیزاری از منکر جلوی رفتن خود و خانواده را از محل حرام بگیرید و این حداقل کاری است که یک مسلمان باید انجام دهد اگر چه این عمل رفتار یک مسلمان ضعیف الایمان است. حال با توجه به این نصیحت رسول(ص) بنده سوال میکنم: آیا تا بحال شده شما جاسکی عزیز در مخالفت با منکرات در جاسک حداقل جلوی فرزند خود را بگیرید؟ حداقل خود شما با این اماکن نروید؟ آیا شده یک شب مردم جاسک در اعتراض به این همه قتلها در جاسک فقط به مدت یک ساعت تمامی برقهای خانه های خود را خاموش کنند؟ آیا تا بحال شده در برابر این همه فساد در اجتماع شما خود و خانواده خود را برحذر بدارید؟آیا شده فاعلان منکر و مقصران در امور جاسک را با عدم رفتن خود و عدم تشویق و تمجید آنها در انزوا قرار دهید تا شاید حداقل احساس کوتاهی کنند؟ جاسکی عزیز: سر شما را به درد نمی آورم ولی یک حرکت کوچک و دستجمعی مثلا تنها نرفتن به ارگانهایی که در حق جاسک کوتاهی کرده اند باور کنید شما به یک مرحله از مراحل انکار منکر عمل کرده اید ولی افسوس و دریغ که هنوز ما نمیخواهیم از خواب زمستانی بیرون بیاییم و تمامی هم و غم ما مصلحتهای فردی و شخصی شده نه اجتماعی.بخاطر همین است که شما جاسکی با ترک اصل امر به معروف و نهی از منکر به یکی از این سه مرحله شاهد فساد و قتل و دزدی و اعتیاد و در نهایت بی نمازی و فساد در خانواده ها هستید. خواهش من این است تا فساد به داخل خانه ها نفوذ نکرده همگی شما احساس مسئولیت کنید و با انتخاب یکی از این سه مراحل و همگام با قوانین نظام در اصلاح شهر و مجتمعی که در آن زندگی میکنید سهیم باشید و به تک تک مدیرهای اداره که در حق شهر شما کوتاهی کرده اند فشار بیاورید و از آنها خدمت و کار و احساس مسئولیت بخواهید و دست از این تلاش برندارید تا زمانی که حق شما بدون کم و کاست به شما داده شود. این یک جبهه گیری و دشمنی نیست بلکه تذکردادن به مراجعی است که آب و برق و امنیت و آسایش و اسلام یک جاسکی را از وی به نفع منافع شخصی خود گرفته اند. ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم(خداوند حالتهای قومی را عوض نمیکند تا خود همانها دست بکار شوند) موفق باشید |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
سلام به تمامی جاسکیها و خواننده گان عزیز:
اولا عید سعید فطر را خدمت یکایک شما تبریک عرض میکنم و امیدوارم رمضان وار به عبادت و رفتارهای شایسته ایی که در ماه مبارک رمضان به آن پایبند بودید ثابت قدم و استوار بمانید. همه شما میدانید که روز عید مزد و پاداش هر مسلمان مومنی است که در طول این مدت خدا را به اخلاص عبادت کرده و تقوای الله را پیشه نموده است. من در این روز از تمامی جاسکیها میخواهم به اصل عقیده اهل سنت و جماعت برگردند و دست از تعصب و خرافات بردارند.همگی شما به قرآن و سنت صحیح رسول (ص) چنگ بزنید و از افراط یا تفریط در دین پرهیز کنید. سرتاسر قرآن ما را به تمسک به دو مرجع قرآن و سنت صحیح رسول(ص) دعوت میکند. از شخص پرستی و غلو در حق علماء بشدت اجتناب کنید و تلاش نکنید همانطوری که یهود و نصاری از حضرت عیسی و موسی خدا و فرزند خدا درست کردند ُشما نیز خدای نکرده از علماء وحی منزل درست کنید. هر قومی که در حق علماء مغالات نمود و احادیث رسول (ص) را بخاطر امامی کنار گذاشت دقیقا مانند این است که وی را به عصمت پذیرفته است در حالی که بجز انبیاء کسی دیگر معصوم نیست. بحمدلله ما در جاسک و روستاهای جاسک مانند گاوبندی و گنگان و حوزه شرق و جاسک مرکزی شاهد برگشت مردم به منهج و عقیده اهل سنت و جماعت هستیم و بسیاری از جوانان ما متوجه فتنه معتزله و ماتریدی ها شده اند و رفتار بسیاری از این مدعیان محبت ائمه اهل سنت برای مردم ثابت شده که اینها دارای عقیده هیچ امامی از ائمه اهل سنت و جماعت نیستند. آری: خداوند بلاشک دین خود را نصرت میدهد و اجازه نمیدهد اسلام و سنت رسول (ص) بازیچه دسیسه چینان و جاهلان و دروغ گویان قرار گیرد. خوشحالم از اینکه امروزه موجی از جوانان جاسکی به اصل عقیده اهل سنت و جماعت پی برده اند و به منهج سلف صالح که مبنایش دلیل و برهان از قرآن و سنت صحیح پیامبر میباشد برگشته اند. این همان عقیده امام اعظم ماست که متاسفانه بعضی ها آن را به تشویش کشانده بودند. این عید سعید بر تمامی کسانی که در جاسک خود را به عقیده صحیح اهل سنت و جماعت مزین نموده اند مبارک باد.جاسک در طول دوران گذشته مورد هجوم سودجویان بنام دین و در قالبهای دینی بود اما توفیق خداوندی چنان شد که اکثر این مدعیان رسوا شدند. اکنون مدعیان دروغین هیچ راهی بجز شایعه پراکنی و فحش و تهدید ندارند. برای شناخت اینها کافی است مقداری با دقت آنها را زیر سوال ببرید بلافاصله خواهید دید که تنها شما را به باد ناسزاگویی و تهدید میکشانند. تا به امروز هر کسی که در وبلاگ من اعلام مخالفت میکرد شاید عددشان به دو نفر بیشتر نمیرسید و در طول این مدت هرگز به خود جرات ندادند نه خودشان را معرفی کنند و نه یک جواب به مجموعه سوالات من که بارها آنها را تکرار کرده بودم بیاورند. تنها چیزی که افراد دروغگو به آن متوسل شدند این بود که میگفتند تو فلان بودی و فلان شدی و بس. دقیقا همان حرفهایی که قوم نوح در عدم پذیرش دعوت نوح میگفتند. برای ما احناف واقعی این یک پیروزی است که مدعیان دروغ و مکر آخرین راه حل یعنی فحش را بعد از عاجز شدن از آوردن دلیل اختیار کردند. البته بنده حساب علمای بزرگ اهل سنت و جماعت و خیلی از منصفان را که بر عقیده اهل سنت و جماعت هستند از این نوع افراد مدعی کاملا جدا میکنم و کسی خدای نکرده این فکر را نکند که ما هر کس را مورد نقد قرار میدهیم. تنها روی سخن من با چند جوان صوفی صفت و خشک منش در جاسک است که مایه ننگ اساتید خود شده اند. چنانچه بنده در امارات با اساتید خیلی از این جوانان به تبادل افکار پرداخته ام و در نهایت تمامی اینها و از جمله خود شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید رفتار و روش این جوانان ناآگاه از دین را اگر چه عمامه بر سر دارند محکوم نموده اند و بنده متن سخنرانی شیخ الاسلام و نظریات خودم را در آن جلسه دارم.شما را به خدای منان میسپارم و همه را به عقیده صحیح اهل سنت و جماعت بر نهج سلف دعوت میکنم. اللهم انک عفو تحب العفو فاعفو عنا |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
با سلام دوستان جاسکی و خواننده گان عزیز:
یک عده قلیلی از خواننده گان متاسفانه نصیحتهای عجیبی را مطرح میکنند که اصل و اساس آن مبنی بر تعصب و جهل یا عدم مطالعه دقیق مطالب بنده میباشد. من بارها گفته ام مطالب من مستند و با دلیل از قرآن و سنت (ص) و اقوال صحابه (رض) و ائمه اربعه (رح) میباشد و ما برای ترمیم دیوارهای خراب شده جاسک توسط بعضی جاهلان جاه طلب و متعصب مذهبی راهی بجز رجوع به اصل اسلام نداریم اما نمیدانم چرا بعضی ها دوست دارند بجای بررسی دقیق مطالب من و صحبت سر اصل مطلب یکسری امورات را که خودشان از اصل آن باخبر نیستند مطرح کرده و گویی میخواهند با این روش حجت را بر من قایم کنند. مثلا میگویند: شما در گذشته فلان بودید الان فلان شدید؟ شما در گذشته فلان سنت را رعایت نکردید الان فلان شدید؟ بنده همگی شما خواننده گان را به خداوند قسم میدهم و میپرسم آیا واقعا این روش یک مسلمان در پاسخ به سوالات من است؟آیا تشویق مردم به سمت قرآن و سنت (ص) به روش سلف امت یعنی صحابه (رض) و دست کشیدن از خرافات و بدعات صوفیه و دروغ پردازی در دین و دست کشیدن از افکار معتزله و اشاعره که امت را به نام امام ابوحنیفه (رح) و غیره متفرق کرده از دید شما تفرقه است؟ هنوز شما نمیدانید که اطراف شما همان کسانی که پرچم امام ما یعنی امام اعظم را در دست گرفته اند در واقع حنفی نبوده و معتزله هستند؟ اصلا آیا میدانید معتزله چیست؟ من اصلا نمیخواهم وارد این مقوله ها شوم و بگویم جماعت تبلیغ بر چه اصلی قایم است و اشکالات اساسی متعصبین با دلیل و سند از کتب موسسین آنها در کجاست؟چون با بیان واقعیتها دیگر کمتر کسی صحت روش آن تایید میشود؟ کما اینکه قرآن نیز همین را میگوید: ولکن اکثر الناس لا یعلمون- ترجمه: اما بیشتر مردم نمیدانند. و قلیلا ما تذکرون- یعنی افراد کمی هستند که عبرت میگیرند. خواهش میکنم هر کسی که با تفکرات ما بخاطر تعصبش چندان سازگاری ندارد به این وبلاگ مراجعه نکند و قلب خودش را به درد نیاورد. اسلام اصل آزادی بیان و اصل نصیحت در دین را برای همه چه امام و چه ولی و چه مفتی و غیره با رعایت موازین اسلامی و دلیل و سند جزء حق یک مسلمان میداند و شما کسی نیستید که بگویید نه اینطور نگو الا و اینکه دلیلی برای این کار داشته باشید. قال الرسول (ص) الدین النصیحه. قلنا لمن یا رسول الله:قال:لله و لکتابه و لرسوله و لائمه المسلمین و عامتهم.(رسول (ص) فرمودند: دین نصیحت کردن است.گفتیم به چه کسانی یا رسول الله(ص) فرمود: برای الله (یعنی تصحیح اعتقاد به الله) و برای کتابش (یعنی ایمان به اینکه قرآن کلام خداست) و به رسولش (یعنی اینکه وی از جانب الله آمده و رسالتش حق است) و ائمه مسلمانان(یعنی پیروی از ولی امر) و عامه مسلمانان(یعنی تعاون با ولی امر و نصحیت و خیرخواهی و یادآوری حق به آنها و هر گاه غافل شدند آنها را متذکر شوند و تشویق آنها به رعایت عدالت و اصل قرآن). |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
با سلام جاسکیهای عزیز و خواننده گان محترم:
خواهران و برادران اهل سنت اعم از جوانان و غیره: متاسفانه امروزه در جاسک شما شاهد مشکلات اساسی در عقیده خود بخاطر اهمال بعضی مدعیان علم شریعت هستید. از طرفی تلاش شیطان در تخریب افکار جوانان ما در مدارس و غیره و از طرفی دیگر بی خیالی بعضی معتمدین در قبال شهر منجر به نوعی انحراف عقیدتی و اجتماعیی شده است. امنیت و آرامش و آبادی کم کم جای خود را به ناآرامی فحشا و بی بندباری میدهد و شما شاهد کشته شدن و انحرافات جنسی زیادی در طول مدت در جاسک بودید.آیا وقتش نرسیده خود را در قبال این همه فجایع مسئول بدانید؟آیا فکرش را نمیکنید تا چند سال دیگر همین بی بندباری شاید گریبانگیر خانواده شما شود؟ اگر جاسکیها دست از این بی خیالی برندارند و روند انحراف و نا امنی به همین شکل پیش برود یا اینکه شما منتظر معجزه باشید به یقین میگویم تا چند سال دیگر هیچی از عقیده و اسلام شما باقی نخواهد ماند. آستینها را بالا بزنید و شهر خود را با عقیده صحیح آباد کنید و فراگیری علم نافع را بر خود لازم بگیرید و خود را در قبال منکر مسئول بدانید و به امر به معروف و نهی از منکر بپردازید تا این گرد و غبار فساد از شهر اجدادی ما بیرون رود و این امکان ندارد مگر به همت و تلاش و احساس مسئولیت و همدلی البته با علم کامل. |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
جاسکیهای عزیز و خواننده گان محترم:
تا چشم را به هم زدیم این ماه مبارک هم بیست روز اول خود را سپری نمود.خوشا به حال کسی که کمال استفاده و ثواب را در این مدت کسب نمود و پرونده فرض روزه را با موفقیت به پایان رساند.اما حال که ده روز بیشتر از این ماه مبارک باقی نمانده لازم است بگویم این عشر اواخر را غنیمت بشماریم و اگر احیانا کوتاهی در طول مدت از ما سر زده در این روزهای اخیر که معروف به شبهای قدر است جبران نماییم. بلا شک جبران و ارج نهادن به شبهای قدر در مراسمها و جشنهای بدعتی که مردم را از دور و اطراف جمع کنند و شربت و شیرینی بخورند نمیباشد اگر چه این عمل در ذات خود چندان بد نیست ولی به دلیل عدم اثبات آن از پیامبر (ص) و صحابه(رض) و تابعین و تبع تابعین لذا میگوییم بدعت است و آنچه که از قرآن و احادیث در این شبهای قدر ثابت است همانا قیام اللیل و خواندن قرآن و دعا میباشد. شما در این ده شب آخر و شبهای قدر نماز را برپا بدارید زیرا رسول (ص) میفرماید: من قام الرمضان ایمانا و احتسابا غفر له ما تقدم من ذنبه- یعنی هرکس رمضان را با ایمان و احتساب اجر برپا بدارد همانا گناهای گذشته او معاف میگردد. آنچه که از جمهور علماء ثابت است در واقع شیرینی خوردن و به این مسجد و آن مسجد رفتن به نیت مراسم و غیره نیست بلکه قیام یعنی عبادت الله و انجام دادن کارهایی که از رسول (ص) و اصحابش در این شبها ثابت است و غیر آن بدعت محسوب میشود. آری در این شبها نماز را برپا بدارید و تلاش کنید در قلب شب از تهجد و خواندن قرآن و دعا غافل نباشید استغفار را بر خود لازم بکیرید و تا جایی که امکان دارد به بارگاه الله توبه کنید و تصمیم گرفته دیگر سراغ هیچ گناهی نروید. حقوق دیگران را به آنها برگردانید و دست از خوردن مال حرام و رباء بردارید و خود را در قبال جامعه و خانواده مسئول بدانید و به فکر اصلاح همه اینها باشید تا شاهد جاسکی آباد باشیم. مرا در دعای خیر خود فراموش نکنید همانطور که من برای همه شما دعا میکنم. |
|||||
|
|||||