|
|
|
||||
|
روزی در مسجد تصادفا یکی از رهبران تبلیغ که اصالتا پاکستانی ولی فارسی خوب بلد بود بنده را دید
و سراغم آمد و گفت شما همان نیستید که در تلفزیون نوربرنامه دارید:گفتم آری .خلاصه کار ما دو نفر در مسجد به یک بحث جالب رسید که به دلیل ارتباط آن با تبلیغ و دین اسلام بد نیست شما دوستان جاسکی و خواننده گان آن را بخوانید: این دوست عزیز خطاب به بنده در ادامه گفت: ما فلان کوهها و فلان راهها و فلان روزها را به دور از خانه و کاشانه برای تبلیغ رفته ایم و اگر ما نبودیم خیلی از مردمها حتی وضو گرفتن را نمیدانستند. بنده جواب دادم: من یادم است یک فرد مسیحی حدود سه سال روی یک ستون در وسط خیابان لندن با آذوقه و توشه خود بدون اینکه یک لحظه از انجا پایین بیاید به تبلیغ دین مسیحیت پرداخت آیا شما این دعوت را میپذیرید؟ جواب داد : نه.. گفتم: تلاش شما را هم کسی انکار نمیکند اما چون مملو از بدعت و خرافات است بهتر است اینکار را نکنید زیرا بدعت امتی را آلوده میکند اما بی نمازی فرد را آلوده میکند. باز پرسیدم:شما در تبلیغ خود از قرآن و سنت پیروی میکنید یا رهبران تبلیغ؟ گفت: از رهبران تبلیغ. پرسیدم: از کجا معلوم رهبران شما به قرآن و سنت دعوت نمیکنند؟گفت: نمیدانم!!سوال کردم: فراگیری قرآن و علم دین بهتر است یا رفتن به تبلیغ؟ جواب داد: فراگیری قرآن و دین.. گفتم: پس چرا شما مسلمانان را در مسافرتهای خود قرآن یاد نمیدهید ؟ جواب داد: راستش ما عالم نیستیم. گفتم: چطور شما عالم نیستید ولی میخواهید مردم را آگاه و عالم کنید!!گفتم:رفتن به تبلیغ و ترک زن و بچه به امان خدا جهاد است گفت:بله . جواب دادم:شما حدیث رسول (ص) را مخالفت کردید زیرا وی میفرماید بهترین شما کسی است که خیرش به خانواده اش برسد و من بهترین کسی هستم که خیرم به خانواده ام میرسد.. و حضرت عمر بیش از دو ماه دوری از زن و فرزند را جایز نیمداند چطور شما چهار ماه و یکسال و غیره و ترک زن و فرزند و ندادن حق عاطفی وجودی خود را جایز میدانید؟ فقط سرش تکان داد و گفت: به ریوند آمده ایی؟ گفتم: نه الحمدلله ناراحت شد و گفت: توهین میکنی گفتم: ای کاش از من سوال میکردی به خانه خدا رفته ایی یا نه و مشکل شما همین تقدیس ریوند است نه خانه الله و اینقدر که ملت را به رفتن در اجتماع سالانه ریوند دعوت میکنید به رفتن به بیت الله الحرام و خانه الله دعوت نمیکنید. خلاصه دوست ما گفت: حالا منظورت از این همه حرفها چیست؟ گفتم منظور این است که بنده منکر تبلیغ نیستم بلکه روش تبلیغ شما اشتباه میباشد و این روش نه تنها مخالف با سنت و روش رسول(ص) میباشد بلکه از طرفی مملو از خرافات و بدعات و جهل و ناعلمی و از طرفی دیگر روشی است که هدفدار و برای ترویج تفکرات معتزله و صوفیه بنا نهاده شده و شما از آن خبر ندارید و اگر دوست دارید با من بیا تا کتب موسسین این نهضت را برای شما بخوانم و بگویم که اشکال کجاست.. به هر حال دوست تبلیغی ما روز اول بنده را از اسلام خارج کرد و رفت ولی چند روز بعد دوباره به همان مسجد آمد و گفت: حقیقتا برای دیدن شما در این مسجد بارها آمدم ولی نبودید اما خوشحالم امروز شما را دیدم و از شما عذرخواهی میکنم که شما را سلفی خارج از دین دانستم ولی اکنون آمده ام تا بگویم پس از تحقیق و بررسی شخصی و دقت در اقوال علمای راستین هند و پاکستان فهمیدم نه تنها شما سلفیها با این حرکت بدعت گرایان مخالفید بلکه بسیاری از مراجع پاکستان و هند نیز اینگونه اند و از شما بابت این ملاقات تشکر کنم. جواب دادم: بنده هیچ کاری نکردم بلکه الله بود که شما را هدایت کرد و تنها بنده یک مبلغ بیش نبودم....... این بود نتیجه عدم تعصب و تحقیق از راه درست برای کشف حقیقت ولی هیچ وقت تبلیغ از راه درست و مطابق با سنت رسول (ص) را ترک نکیند.. الله میفرماید:فاسالوا اهل الذکر ان کنتم لا تعلمون(اگر نمیدانید از اهل قرآن سوال کنید)... |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
با سلام جاسکی ها و خواننده گان عزیز:
متاسفانه قرآن این معجزه الله که دستوراتش متناسب با هر زمان و مکانی است و بالاترین مرجع و حد فصل بین حق و باطل است مورد بی مهری مسلمانان قرار گرفته است و به یقین الله میفرماید: ذلک الکتاب لا ریب فیه هدی للمتقین-یعنی در این کتاب هیچ شکی نیست و هدایتی است برای انسانهای خداترس.. اما کجاست تدبر در قرآن...کجاست تلاوت صحیح قرآن...کجاست تفکر در آیات الله.....کجاست دقت در اعجاز قرآن... ببینید که قرآن امروزه چگونه توسط مسلمانان به فراموشی سپرده شده است.. اما بنده در محدوده علمی روی سخنم را با تبلیغیهای عزیزی که مفهوم دین و دعوت را به خوبی یاد نگرفته و تنها فرامین رهبران این جماعت را کپی و اجرا میکنند باز کرده و از آنجایی که دین نصیحت است این نکته را به آنان یاد آور میشوم تا در روز قیامت از گردن خود این موضوع ابلاغ را ادا کرده و بخاطر رضایت گروهی یا برای ریا و ترس پنهان کاری نکرده باشم: ۱- دوستان: قرآن اولین مرجع مسلمانان و خواندن آن عبادت است ولی چطور شده که متاسفانه در جاسک این اندازه که دوستان تبلیغی ما به خارج شدن ملت را دعوت میکنند حداقل نصف این تلاش را صرف فهم و تلاوت و تدبر در قرآن و یاد دادن آن به جوانان جاسکی نمیکنند؟ و جعلنا من القرآن ما هو شفاء و رحمه للمومنین. ما در این قرآن شفا و رحمت را برای مومنین قرار داده ایم.. بهترین وسیله برای تزکیه تدبر و تفکر در آیات قرآن است.. جالب اینجاست که دوستان به هنگام تشکیل جهت تبلیغ و در مسجد اینقدر که برای رعایت سنت سر سفره نشستن و انواع دعاهای خروج و دخول و غیره به روشهای بدعت تشویق میکنند و ملت را به رفتن به کشورهای مختلف آماده میکنند حداقل نصف آن را صرف تدبر و تفسیر قرآن در سفر نمیکنند. هیچ وقت پیش نیامده که به هنگام تبلیغ یا به وقت شب از قرآن و معانی و اعجاز آن صحبت شود تمامی تلاش دوستان در کتاب تبلیغی نصاب که علمای اسلام از رفتن به مفاهیم این کتاب که مملو از احادیث دروغین و تفکرات صوفیه میباشد امت اسلام را برحذر کرده اند است. خلاصه اگر چه در اصول جماعت تبلیغ سواد و علم معنی ندارد که خودش جای بحث و اثبات است ولی به جرات میگویم قرآن و تدبر و تفسیر آن و بیان اهمیت این کتاب آسمانی و تلاش برای جا انداختن آن در میان مسلمانان جاسک توسط این نهضت که لفظ لا اله الا الله را گفته اما به معنی آن ناآگاه هستند به دست فراموشی سپرده و چرا اینطور نباشد در حالی که اساس این جماعت ترویج تصوف و مذهب گرایی از قول موسسین خود این نهضت میباشد که متاسفانه بعضی مولوی ها از راه ترجمه بعضی کتب در پی اثبات حقانیت این دعوت برآمدند در حالی که فکر میکردند کسی این روایتها و قصه ها را دنبال نمکیند ... سخن آخر اینکه دوستان تبلیغی درجاسک: کسی علاقه و ذوق شما نسبت به شهر جاسک را انکار نمیکند و حقیقتا جای بسی خوشحالی است که در جاسک گروهی از بومیها به این موضوع اهمیت میدهند اما این مفهومش آن نیست که شما با آوردن هر نوع روش مبتدعی که اساسش را شاید خود شما هم خوب مطالعه نکرده اید بخواهید اسلام راستین را به ملت به ارمغان بیاورید... داستان دقیقا مانند خرسی است که میخواهد از ارباب خود حمایت کند و تا مشاهده کرد مگسی بر سر ارباب به خواب رفته نشسته بلافاصله از روی جهل سنگ بزرگی را بلند کرد و به سر صاحبش زد تا اینکه اربابش جان باخت.(دوستی خاله خرسه).. بیایید اولا قرآن را خود شما خوب یاد بگیرید اعم از تجوید و تلاوت و تفسیر و تدبر در معانی سپس به هر جایی که میخواهید تشکیل شوید با توکل به الله اینکار را انجام دهید تا مثلا در روستای جگین وقتی شخصی فوت کرد و ملایی برای نمازدادنش نبود و شما تبلیغیها آنجا حضور دارید نگویید آقایان ما نماز دادن مرده را بلد نیستیم و از ملت جگین جواب نشنوید که پس چرا برای تبلیغ آمده اید؟!! تبلیغ باید زمینه اش تعلیم و تعلم باشد اولین اصل در اسلام: اقراء بسم ربک الذی خلق.... و شایسته ترین افراد برای تبلیغ عالمان دین میباشند که نه به پیروی از رهبران تبلیغ بلکه به پیروی از قرآن و سنت صحیح رسول (ص) به فهم سلف صالح امت رسالت اسلام را ابلاغ میکنند و هدایت بدست الله است.. البته شکی نیست که در قبال این گفته ها بلافاصله تبلیغیها میگویند که سلفیها با تبلیغ مخالفند و غیره..بنده فقط از باب فهماندن خواننده گان وبلاگم میگویم کسی که بر منهج سلفی است هیچ وقت با تبلیغ مخالفت نمیکند بلکه با جماعت تبلیغ یعنی گروهی از افراد که مدعی تبلیغ دین اسلام هستند روی سخن خود را باز کرده و خرافات و بدعات موجود در این نهضت را بر حسب وظیفه با دلیل از قرآن و سنت صحیح رسول (ص) و کتب موسسین خود آنها بیان میکنند و گرنه هیچ مسلمان منصفی با تبلیغ دین اسلام نمیتواند مخالفت کند. شبهه تبلیغیها دال بر اینکه سلفیها با تبلیغ مخالف هستند دروغی بیش نیست زیرا تبلیغ دین اسلام یک ضرورت است که الله آنرا به عهده افراد عالم گذاشته نه بی سواد اما مشکل منهج سلفی با جماعت تبلیغ است یا بهتر بگویم گروهی که توسط یک رهبر خاص با یک فکر خاص اداره میشود و این فکر حق و باطل را با هم مخلوط کرده و در نتیجه بدعت و خرافات و ترویج تفکر صوفیه را به نام اسلام به خور ملت مسلمان میدهند . این موضوع هیچ ارتباطی با اصل تبلیغ ندارد.
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بسم الله و الصلوه و السلام علی رسول الله و علی آله و اصحابه و من والاه
دوستان عزیز جاسکی و خواننده گان محترم سلام: در درجه اول از تمامی دوستانی که پیامهای بسیار فراوان خصوصی از جاسک و استان هرمزگان و کشورهای دیگر حال از دیدگاه مخالف یا موافق و یا منتقد و حتی راهنما به بنده ارسال میکنند بسیار سپاسگذارم و حقیقتا اگر چه هویت بعضی از عزیزان در پیامهای خصوصی مشخص نبوده و به نوعی جبهه گیری در افکارشان روشن است ولی بنده تلاشم همواره پاسخ دادن باللتی هی احسن بوده ولی یک مسئله فراموش نشود اگر کسی در مورد شخص بنده چیزی بگوید سکوت را لازمه کار خود دانسته اما درصورتی که ازدیدگاه خودم احساس کنم که دین خدا و سنت رسول (ص) مورد سوءاستفاده قرار گرفته بلاشک به حدیث رسول (ص) در گرفتن جلوی منکر با سه روش دست یا زبان و یا قلب عمل خواهم نمود وحق نصیحت را مطابق با دستورات اسلامی بر خود لازم خواهم گرفت و فرقی نمیکند که مولوی باشد یا شیخ و یا علامه و در برابر هم از سایرین میخواهم در حق خودم اگر چنانچه اشتباه و یا انحراف دینی مشاهده نمودند حتما گوشزد نمایند البته همه چیز با دلیل و مستند نه با تعصب و یا قیل و قال. مهمترین موضوعی که نقطه بحث بنده با هر مدعی علمی است اصل توحید ربوبیت و الوهیت است که متاسفانه خیلی از صوفی ها و مولوی ها در فهم و درک آن یا دچار اشتباه شده و یا واقعا به عمد این انحراف را پذفته اند مثلا شخصی بنام مولوی میرغنی محمد عثمان شیخ یکی از طرق صوفیه بنام ختمیه در کتاب خودش بنام الهیات المقتبسه ص۷۶ تالیف شریف سید محمد عثمان ادعا میکند که خدا با وی صحبت کرده و گفته هر کس اراده رسیدن به من یعنی الله را دارد باید راه ترا انتخاب کند و هر کسی که ترا دوست بدارد در واقع مورد رحمت من است و هر کسی که از تو دور باشد ظالم است. یا مثلا بسیاری از دیوبندیها در کتب خود گفته اند که مدرسه دیوبند هندوستان را رسول الله (ص) رسما حاضر شده وآنرا افتتاح کرده و هر ماه برای حسابرسی آن خود رسول (ص) با اصحابش حاضر میشوند. یا مثلا محمد الیاس در کتاب ارواح ثلاثه میگوید: جماعت تبلیغ در خواب به من الهام شده است(یعنی وحی شده است). خوب حالا بنده خطاب به دوستانی همچون جاسک عشق من که حدیث رسول (ص) خطاب به علی (رض) را به عنوان جواب ارسال و آیه قرآنی را هم یک استثناء میدانند میخواهم چند سوال را مطرح کنم: سوال اول: استنباط شما از حدیث چیست و چه واقعه ایی رخ داد که رسول (ص) خطاب به علی این قول را گفتند؟ سوال دوم: یعنی اگر علی نبود کسی هدایت نمیشد؟ سوال سوم: چطور شد که شما آیه انک لن تهدی من احببت ولکن الله یهدی من یشاء را یک استثناء قلمداد کرده و این اسثناء را چه کسی به شما یاد داده و از کجا آورده اید؟ دوست من: از تحقیقات شما و از جوابهای شما بسیار متشکرم اگر چه شما به سوال گذشته من جوابی ندادید ولی اکنون توضیح من را بدقت بخوانید: اولا رسول (ص) در این حدیث به تشویق علی (رض) پرداخته و اهمیت کارش را به وی متذکر میشود و هیچ وقت نگفت که این ملت بدست تو هدایت میشود و اگر شما سبب نبودید فلانی کجاها بود.این حدیث دوست عزیزم با حرفی که شما خطاب به بنده و غریب آبادی ها گفتید در یک نقطه خطرناک با هم فرق اساسی دارند آن هم اصل هدایت زیرا شما به بنده متذکر شدید که چه کسی سبب هدایت شما شد؟؟؟ شما میخواهید دقیقا بگویید اگر مولویهای زاهدان و همین تبلیغیها نبودند امثال من همچنان گمراه میماندیم و فکر زمین تا اسمان حتی با ظاهر حدیثی که آن را حجت قرار داده اید فرق میکند زیرا در حدیث تشویق و ترغیب اما در قول شما هدایت و گرایش است. دوما آیه را هم که استثنا کردید البته بدون دلیل حال نظر شما در مورد این آیه چیست:ذلک فضل الله یوتیه من یشاء و الله ذو فضل عظیم. این فضل الله است که به هر کسی که دلش میخواهد میدهد و الله دارای فضل زیادی است. یا این آیه که الله میفرماید: قل یا ایها الناس قد جاءکم الحق من ربکم فمن اهتدی فانما یهتدی لنفسه و من ضل فانما یضل علیها و ما انا علیکم بوکیل- ای نبی به تمامی انسانها بگو که حق از جانب الله (نه جماعت تبلیغ و صوفی ها و غیره) نازل شده و هر کس که هدایت بیاورد در واقع به نفع خودش و هرکسی که گمراهی ا اختیار کند برای خودش نیز بوده و من پیامبر (ص) وکیل شما نیستم. دوست من: فرق است بین هدایت و دعوت..... پیامبراین و علما همگی داعی هستند و مبلغ بخاطر همین الله به رسول (ص) میفرماید: و ما علیک الا البلاغ المبین....پیامبر کسانی را مانند عمویش بسیار دوست داشت ولی قادر به هدایت آن نشد و کسانی مانند حمزه تنها غیرت دفاع از برادر زاده اش بدون تبلیغ مستقیم پیامبر هدایت شدند. این بخش کار مربوط به من و شما نیست بخاطر اینکه تکفل هدایت بدست الله است و قول اینکه فلانی سبب شده مفهومش این است بدون فلانی همه گمراه خواهند ماند. شکی نیست که دین اسلام باید مبلیغینی داشته باشد تا دین را به مردم برسانند اما حق انتخاب و هدایت با آنها نیست. به هر حال احساس میکنم شما در مفهوم ربوبیت و الوهیت و قضا و قدر الهی دچار شبهه هستید که امیدورام با معرفی خود به بنده اجازه توضیح دقیق مسئله را بدهید.اما اینکه گفتید مولوی ها برای خود و شما هم برای خود کار کنید یک اشکال اساسی است زیرا نه بنده و نه مولویها باید خارج از دایره قرآن و سنت صحیح رسول و دلیل و برهان عمل کنیم و هر کدام کج رفتیم باید متذکر شویم.شما فکر نکنید بنده با مولویها مشکل دارم خیر هرگز اینطور نیست بلکه مشکل ما با هر کسی است که یا اسلام را خوب نفهمیده و بی خود تعصب به خرج میدهد و یا به نام اسلام دورغ گفته و ملت را به انحراف میکشاند. دوست من : دین الله شوخی و مسخره و جناح بازی نیست که هر حزبی به آنچه دارد خوشحال باشد بلکه اسلام دین استدلال است و جاسک به اندازه کافی از این تفکرات غلط و خرافاتی و مملو از بدعات آسیب دیده و نتیجه اش را شما خوب در زندگی روزمره مردم بیچاره میبینید.اگر واقعا اینها سبب هدایت شدند چرا اکثریت جوانان ما از فرط خوردن مشروبات الکلی و مواد مخدر و غیره از بین رفتند؟ چرا ملت برای حل مشکلات خود سراغ فلان صوفی در فلان کوه برای یک تعویذ باید برود؟ چرا ملت جاسک به بانکهای ربوی روی آوردند؟ مگر امثال شما به وظیفه خود خوب عمل نکردید پس چطور شد که یک بعد قضیه را دیده و ابعاد دیگر را فراموش کرده اید؟ شما را به خدا قسم میدهم به من بگویید شما ملت را نزد فلان صوفی چرا میبرد؟متاسفانه شما هدایت را در چشمان نورانی حضرت صاحب میبینید و این از تلبیسهای ابلیس در حق یک مسلمان است.اینقدر توهین در کتب مراجع شما به احادیث رسول (ص) شده که حتی یکبار صدای شما در نیامد ولی خدا نکند کسی اسم حضرت صاحب را ببرد!! دوست من: بنده حاشا و کلا اگر به شما مشرک بگویم و به الله از این قول پناه میبرم ولی چکار کنم که شما مفهوم عمل شرک آمیز یا رفتار شرک آمیز یا بوی شرک آمیز با مشرک نمیتوانید از هم جدا کنید. آیا با گفتن قول این رفتارشرک آمیز است طرف مقابل مشرک میشود؟ فرق است بین عمل شرکی و مشرک. هیچ مجتهدی به خودش جرات نمیدهد کسی را به همین آسانی مشرک کند چه رسد به ما طلبه ها. باز میگویم: به عقیده صحیح اهل سنت و جماعت برگردید و دست از تعصب بردارید و اگر واقعا اهل استدلال و بحث و خیرخواه بنده هستید خودتان را معرفی کنید و نظرتان را در کمال راحتی بیان کنید و نگویید اگر من خودم را به شما معرفی کنم شاید روابطمان بهم بخورد زیرا با این روش شما روابط خوبی را هم برقرار نمیکنید مانند اصحاب رسول و امام ابی حنیفه رحمه الله باش که در برابر ناحق و ناعدالتی بدون ترس و واهمه ایستاده و سوالات خود را مطرح میکردند و از پنهان کاری و پشت سر سوال کردن دور بودند. از شما خیلی سپاسگذارم که حداقل سوالات خود و نظریات خود را به هر شکلی مطرح کرده و امیدورام بتوانم دوست خوبی برای شما باشم و البته این را هم بگویم که از شما استفاده های زیادی هم بردم.... |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
با سلام خدمت جاسکی عزیز و خواننده محترم:
همه میدانید امروزه مدعیان خیر و مصلحت در جاسک بحمدلله بسیار زیاد شده اند اما آیا واقعا همه خیرخواهند؟ تا بحال پیش آمده کسی برای اثبات این خیرخواهی حداقل یک محسوساتی ارائه دهد؟ بسیاریها تا نام دین می آید میگویند دین یک موضوع شخصی است و ربطی به سیاست و غیره ندارد.نمیخواهم دهها دلیل از قرآن بیاورم که این نظریه را انکار میکند فقط اکتفا میکنم به اینکه رسول الله و دین اسلام رحمتی هستند برای عالمیان. رحمت در سیاست و رحمت در اقتصاد و رحمت در علم و دانش و رحمت در رفتارها و محیط زندگی... خداوند اگر ربا را حرام کرده از روی رحمت و داشتن زندگی بدون دردسر است. خداوند اگر شراب را حرام کرده برای محافظت از تجاوز وفسادهای ناشی از آن است. خداوند اگر دزدی را حرام کرده برای حفظ اموال شما از سرقت است.خلاصه میخواهم بگویم امکان ندارد شخصی نه نماز میخواند و نه روزه میگیرد و نه زکاتش را میدهد و نه خواندن قران را میداند و نه در قرآن تدبر میکند بگوید که من خیرخواه شما جاسکیها هستم میدانید چرا؟ چون این فرد از خدا ترس و هراس ندارد و در برابر الله معصیت میکند چطور هوای شما را خواهد داشت؟ چطور مسلمانی که از زنا لذت میبرد و از خوردن شراب دست برنمیدارد و زندگی خود را با حرام و دروغ و فریب این و آن ساخته است قابل اعتماد است؟البته بدون شک خداوند برای احقاق دین خود از هر کس که بخواهد کار میگیرد ولی الله از هر کس نمیپذیرد. جاسکی عزیز: هر انسانی را که ادعای دلسوزی در حق شما را میکند اول از همه در ترازویی بنام دین اسلام قرار بده و ببین این فرد تا چه اندازه با خدای خود وابسته است و سپس بنگر عامه مردم وی را به چه صفتی میشناسند تا مبادا صرفا با یک لبخند ریاکاران و افراد مدعی خیرخواهی شکار مکر اینها شده و به سوی انحراف و خرافات و بدعت و در نهایت دوری از الله روی آوری زیرا دامن همین انحرافات است که جامعه رافرامیگیرد... داشتن جاسکی سالم اعم از نظر اقتصادی و از نظر سیاسی و اعم از نظر اجتماعی تنها در پرتو دستورات قرآن و روش عملی زندگی رسول(ص) و اصحابش میسر است و اگر روزی کسی گفت من روشی بهتر از اسلام دارم بدانید یا مسلمان نیست و یا حقیقتا مسلمانی منحرف است که قصد انحراف شما را دارد.این را هم بدانید که از اعجاز قرآن و سنت صحیح رسول (ص) این است که دستوراتش متناسب با هر زمان و مکانی است. |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
با سلام جاسکی عزیز و خواننده محترم:
در زمانی که دین بازیچه دست بسیاری از اسلام صفتان و مدعیان علم و دانش شده و فرق و مذاهب مختلف با اختلافهای اساسی در اصول و فروع دین در پی کسب امرارمعاش و رساندن نفع شخصی به خود هستند و مردم بیچاره در تلاطم این اختلافات شایع گیچ و مبهم لذا خط فصل برای اثبات حقایق دینی که مجموعه ایی از تمامی علوم زندگی بشریت اعم از سیاست و اقتصاد و غیره را دربرمیگیرد قرآن و سنت صحیح رسول(ص) به فهم صحابه و سلف صالح امت است زیرا امت رسول(ص) بر گمراهی اجماع نمیکند و بر تمامی مسلمانان لازم است که به قول اجماع عمل کرده و اقوال شاذ و فردی را ترک کنند .هر کسی که ادعایی کرد بلافاصله با سلاح دلیل از قرآن و سنت صحیح رسول(ص) گلوی آن را بفشارید سپس خواهید دید آنچه بسیاری از این مدعیان میگویند نه از قرآن است و نه از سنت صحیح رسول(ص) و نه اقوال صحابه (رض) بلکه مجموعه ایی از تفکرات منحرف فلاسفه و خرافاتی ها یا بدعتی هاست که دائما استاد خود را به درجه پیامبری میرسانند. |
|||||
|
|||||
|
|
|
|||||||||||
|
بسم الله و الصلوه و السلام علی رسول الله: خدمت تمامی جاسکیهای عزیز و خواننده گان محترم عرض سلام و ادب دارم: دوست عزیزی با نام مستعار جاسک سوالاتی را به صورت پیام خصوصی مطرح نموده اند که بنده ضمن تشکر از این برادر عزیز و تشکر از شیوه بیان و طرح سوالات کاملا منطقی تنها به دلیل اینکه ایشان نه آدرس ایمیل و نه به معرفی خودشان پرداخته اند و از طرفی جواب سوالات مستلزم فضای کافی است لذا در نظر گرفتم ضمن ارائه متن پیام ایشان و سوالات خوب و مفیدشان تمامی دوستان خواننده از این بحث بهره ببرند و شاید همین موضوع سوالات خیلیها باشد .حالا با هم متن پیام دوستم را میخوانیم:
|
||||||||||||
|
||||||||||||
|
|
|
||||
|
بسم الله و الصلوه و السلام علی رسول الله
دوستان سلام و با عرض پوزش از تاخیر پیش آمده: همه خواننده گان وبلاگ من خوب میدانند که بنده از روز اول تا به امروز همواره از عقیده اهل سنت و جماعت به نهج سلف صالح امت صحبت کرده ام و تمامی اقوال قرآنی و روایتی و اقوال ائمه را جهت بیان این حقیقت گمشده در میان مسلمانان در نتیجه ترویج مذاهب خرافاتی و بدعتی بنام اسلام و بنام امامهای چهارگانه اهل سنت در حد توان علمی خودم مطرح کرده ام و نه تنها همه را به آوردن دلیل در صورت داشتن نظر مخالف دعوت کرده ام بلکه از آنها خواسته ام تا با معرفی خود و در کمال محبت و خیرخواهی در یک نشستی میتوانیم موضوع مورد خلاف طرفین را بررسی کنیم تا در نهایت صحت یا عدم صحت گفته ها مشخص شود. ولی متاسفانه از آن روز تا به امروز نه تنها مخالفین با عقیده ما اهل سنت و جماعت به خود جرات ارائه دلیل را نداده بلکه حتی از عادی ترین موضوع یعنی معرفی خود هم اجتناب کرده اند. خوب با وجود این بعضی ها قلمهای اتهام را به سوی ما بلند کرده اند که شما باعث اختلاف میشوید و مذهبی جدید آروده اید و قبلا اینطور و آنطور بوده اید. به قول مرحوم شهید ضیایی که گفتند: ما نمیدانیم با این ملت چکار کنیم اگر نگوییم در روز قیامت باید جوابگو باشیم که چرا نگفته ایم و اگر بگوییم میگویند باعث اختلاف شد. دوستان خواننده: امروز عقیده شما بازیجه دست کسانی است که تنها پرچم اسلام و پرچم امامهای اهل سنت و تنها پرچم علمای ربانی اسلام و مسلمین را بدست گرفته اند و در حقیقت و عمل اکثر رفتارشان بر خلاف قرآن و سنت صحیح رسول(ص) و ائمه اهل سنت و تمامی علمای ربانی اسلام میباشد و بنده که مدتی تحت تاثیر این افکار و عقاید خرافاتی و بدعتی بوده ام خوب میدانم که حقیقت این تفکرات چیست. لازم نیست شما در یک اشتباه به دلایل مختلف بمانید بلکه بعد از شناخت یک عقیده و یا یک روش اشتباه باید از آن دست کشید و جانب حقی را گرفت که برای شما سعادت و خیر دنیا و آخرت را دربردارد. دست از تقلید کورکورانه و تعصب و اینکه چون فلانی مفتی است و عمامه بزرگی برسردارد و یا فلانی شب را عبادت و روز را روزه میگیرد برداشته و عقل خود را در چشمان خود قرار ندهید زیرا منافقین و ریاکاران هم در مساجد با بهترین وجه حاضر و به همراه مومنان شبها را عبادت و روزها را روزه میگرفتند. عبادت لازمه تقوا و ضروری است اما شما برای تبعیت از حق نباید به وجه صوفی بودن یا عابد بودن کسی تنها اکتفا کنید. بلکه ملاک گفته های قرآن و سنت صحیح رسول (ص) میباشد و همین نامش سلفی است.مثلا چون فلان امام شبها را نماز و روزهار ا روزه میگرفت اشتباهی مرتکب نمیشود؟ همه میدانید که غیر از انبیاء هیچ کسی معصوم نیست و احتمال خطا در بشر باقی است. دوستان من: برای مرجعیت دلیل لازم است و البته عملکرد هم بسیار مهم است و عبادتها جزیی از این اصل هستند نه تنها دلیل برای مرجعیت. شما در هیچ جای قرآن ندارید که خدا گفته چون فلانی شبها عبادت و روزها روزه میگیرد بنابراین هرچه گفت صحیح است. در قرآن تنها مصدر برای حل منازعات و اختلافات قبیله ایی و مذهبی و سیاسی و اقتصادی و غیره قرآن و سنت صحیح رسول (ص) اعلام شده زیرا الله میفرماید: ((قسم به پروردگار تو ای محمد (ص) اینها ایمان نمی آورند تا زمانی که ترا در میان اختلافات و منازعات خود حکم قرار داده سپس به قضاوت تو راضی و تسلیم شوند)) باز الله میفرماید: از خدا و رسولش اطاعت کنید و از علمای خود نیز اطاعت کنید اما هرگاه بین شما و علما و ولی امرتان اختلافی رخ داد بلافاصله به حکمیت قرآن و سنت صحیح رسول (ص) رجوع کنید اگر شما واقعا به الله و روزآخرت ایمان دارید.)) و این تعریف و دعوت سلفی است که متاسفانه امروزه بسیاری از متعصبین بدون دلیل و برهان بلکه با گفتن دروغ و انواع اتهامات و تعریفهای غلط و وارد کردن شبهه در پی دور کردن ملت از این حقیقت قرآنی هستند. جوانان جاسک و خواننده گان عزیز: این قرآن مصدر حل تمامی اختلافات است و امروزه به تمامی زبانها نیز ترجمه و تفسیر شده و تنها وارد شدن به اینترنت شما را با انواع تفاسیر و اقوال علما در رابطه با قرآن و سنت صحیح رسول (ص) آشنا میکند و این بر خلاف گذشته است که تحقیق و علم منحصر به قشری خاص بود.بیایید فقط یک آیه از قرآن پیدا کنید که میگوید اسلام یعنی مذهب گرایی و فرقه فرقه شدن؟ بیایید یک دلیل به من نشان دهید که میگوید سراغ هر امامی که دلت خواست بروید؟ موضوع را برای مدعیان آسان میکنم و میگویم هیچ دلیلی نه از قرآن و نه از سنت پیامبر (ص) و نه از اقوال امام ابی حنیفه و نه امام شافعی و نه امام مالک و نه امام احمدبن حنبل وجود دارد که میگوید تابع مذهب من باشید بلکه من برعکس چندین دلیل از قرآن و سنت رسول (ص) و اقوال امام ابی حنیفه و غیره ارائه دادم که میگویند: تنها به قرآن و سنت صحیح رسول (ص) و خلفا راشدین برگردید. حال کجای این بیان قرآنی برای بعضی ها اختلاف محسوب میشود که ما متهم به اختلاف هستیم؟ آیا آوردن دلیل از قرآن و سنت رسول (ص) و اقوال ائمه ایجاد اختلاف محسوب میشود؟؟؟؟؟ من فکر میکنم این افراد معرض چون دلیلی ندارند میگویند سلفی ها یک مذهب جدید هستند و توهین میکنند و برای اختلاف آمده اند و تنها اسلحه ایی که در دست دارند دروغ گفتن و زدن اتهام به کسانی است که با ارائه دلیل و برهان جلو میروند.اگر چه ابراهیم(ع) با مناظره و آوردن دلیل در برابر قومش جلو رفت و قوم نتوانست در برابر دلایل ابراهیم(ع) حرفی بزند در نهایت وی را متهم به آوردن دین جدید و ترک دین اجدادی نموده و در آتش انداختند که بحکم الله گلستانی شد و علی رغم دیدن این معجزه بدلیل داشتن تعصب و جهل وی را به ساحر و غیره متهم نمودند.آیا نباید از این داستانها عبرت گرفت؟ جوانان جاسک بیدار باشید و بدار بمانید چون باور کنید میخواهند شما را در همان خواب زمستانی قرار داده و تنها تفکرات خاص خود را بدون از قرآن و سنت صحیح رسول (ص) به خور شما بدهند تا در هر جایی که عبور میکنند بگویید حضرت صاحب سلام . البته همه اینطور هم نیستند ولی شناخت مهم است. |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
با سلام خدمت همگی جاسکیها و خواننده گان عزیز:
امیدوارم این تاخیر بنده را که نتیجه ضبط برنامه ایی تحت عنوان اعجاز علمی قرآن مجید به همراه استاد عبدالعزیز سلیمی نویسنده و مترجم بزرگ جامعه اهل سنت که چند روزی طول کشید معاف بفرمایید و البته اموری دیگر هم که منجر به این تاخیر شد. همواره جهل و تعصب و شخص پرستی و بعض و حسد و دشمن تراشی بر جاسک سایه افکنده و بعضی افراد با بدگمانی درصدد توجیه بومیهای جاسک در لباس خیرخواهی هستند. من از همین جا به این مدعیان میگویم که اصلا شک نکنند در نهایت خودشان ضرر خواهند کرد و سرنوشت این افراد مغرض دامن خود و خانواده شان را خواهد گرفت زیرا هرکسی در پی ساختن تله ایی برای یک مسلمان باشد بلاشک خود و خاندانش در آن خواهند افتاد. اما خطاب به تمامی بومیهای جاسک میگویم امروز روز چشمها را ببند و قبول کن نیست بلکه با توجه به انتشار مدعیان خیرخواهی و انتشار دروغ و مکر به نام اسلام و دین و انتشار تهمت و بدتر از همه وجود منافقینی که به زبان ادعای محبت شما جاسکیها ولی در دل آرزوی مرگ و نابودی شما را میکنند و دوست دارند برای خود اسم و رسم و یا پول و شهرتی در جاسک کسب کنند تنها با اهرم دانش و علم و تحقیق و ترک تعصب و تقلید کورکورانه و ترک شخص گرایی و شخص پرستی و با چشمهایی باز و نگاهی منصفانه به قرآن و توجیهات رسول(ص) میتوان حق را از باطل و دروغ را از راست و صادق را از منافق شناخت.پس همه شما عزیزان فکر نکنید هر مدعی خیری خیرخواه شماست و برای مبارزه با این پدیده تنها همه را به ارائه دلیل بطلبید سپس خواهید دید که چقدر در بیان حقیقت این افراد جاهلند و تنها سنگ محبت شما را به سینه میزنند. |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
با سلام خدمت جاسکیهای عزیز و خواننده گان محترم:
به دلیل فشردگی کاری در حال حاضر به مدت چند روزی قادر به ارائه مطالب جدید نیستم و از این بابت از تمامی شما دوستان پوزش میطلبم.پیشنهاد من این است شما با مراجعه به مطالب گذشته من در مورد تعریف منهج سلف صالح و اقوال ائمه اربعه اسلام میتوانید عقیده صحیح اهل سنت و جماعت را مورد بررسی قرار دهید و حقیقت این دین مبین به دور از فرقه گرایی و مذهب طلبی را بیابید. تا آینده ایی نزدیک همه شما را به خدای مهربان میسپارم. |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بسم الله و الصلوه و السلام علی رسول الله
ضمن عرض تبریک به تمامی مسلمانان بالاخص جاسکیها و خواننده گان محترم بمناسبت روز بزرگ عید قربان امیدورام سالم و تندرست باشید.آری: از این روزهای بزرگ باید درس گرفت و به درستی بندگی الله در هر شرایطی پی برد. ابراهیم (ع) باید ثابت میکرد که برای رضای الله از تنها نور چشم خود باید صرفه نظر کند.حکم الله که آمد دیگر جایی برای چون و چرا باقی نمی ماند .چه بسا امروز مسلمانانی فقط به دنبال بهانه برای فرار از حکم الله هستند. مثلا میگویند:چرا سگ در اسلام نجس است؟ چرا زدن تصویر موجود جاندار روی دیوار خانه ها جایز نیست؟ چرا نماز باید پنج وقت باشد؟ اگر چه برای تمامی این سوالات اسلام جواب علمی و قاطع دارد ولی بر مسلمان لازم نیست که خود را مشغول چراها کند بلکه مسلمان باید تسلیم اوامر الهی باشد. روزی فرد مسلمانی از من سوال کرد چرا گرفتن وام از بانک حرام است؟ گفتم: شما مسلمان هستید؟ جواب داد؟ آری . باز گفتم: اگر مسلمان هستید باید بگویم زیرااین حکم الله و رسولش است و دستورات الله چون و چرا نمیخواهد بلکه باید گفت: سمعنا و اطعنا-شنیدیم و اطاعت کردیم. دوستان من: رسول (ص) در حدیثی میفرماید: هیچ یک از شما ایمان نمی آورد تا زمانی که من از هر کس دیگر اعم از زن و مال و فرزند برایش اولی تر باشم. مفهوم حدیث این است که تنها راه هدایت شما در تبعیت از رسول قرار دارد نه افراد دیگر. امروزه متعصبین مذهبگرا متاسفانه همین نکته را فراموش کرده اند و تنها رفتن به فقه امام خود را علامت محبت رسول (ص) قرار داده اند . بیایید چون و چرا را کنار گذاشته و تا حکمی از قرآن و سنت رسول (ص) ثابت میشود نگوییم چون فلان امام ما چیز دیگری گفته لذا ما قول رسول (ص) را کنار میگذاریم و به قول فلان امام عمل میکنیم. ابراهیم (ع) هم میتوانست از خدا بخواهد وی را از این امتحان سخت معاف کند ولی در برابر امر الهی شروع به آوردن عذر ننمود بلکه تسلیم شد. اسماعیل (ع) نیز در جواب پدرش فرار نکرد و نگفت که پدرم از خدا بخواه این چیز را به فلان دلیل بر ما تحمیل نکند بلکه همه گفتند: سمعنا و اطعنا(شنیدیم و اطاعت کردیم).حال بر شما ملت جاسک و جوانان جاسک لازم است که در برابر اوامر الهی تسلیم شده و در اجرای احکام الهی کوتاهی نکنید و اختلافات مذهبی را کنار گذاشته و تسلیم حق شوید زیرا حق همیشه یکی است. من از خواهران و برادران میخواهم دست از عبادت الله برنداشته و همواره مراقب شیاطین انس و جن در منطقه باشند و ارتباط خود را با دوستانی متدین و خیرخواه و سالم تقویت کنند و با هر نوع فسادی که متوجه جاسک است اعم از بانیان این فساد و یا مظاهر فساد با شدت مخالفت و اعلام انزجار نمایند تا در آینده شاهد جاسکی سالم و امن باشیم و دست مخدرات و فساد و قتل را از این منطقه کوتاه نماییم. |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نحمده ئ نصلی علی رسوله الکریم:
با عرض سلام جاسکیها و خواننده گان عزیز: چند شب قبل دوستی پیامی خصوصی در مورد رقیه شرعی و غیر شرعی برایم ارسال نمودند و خواستند تا این در این باره توضیح دهم. رقیه شرعی یا همان دم کردن در واقع از رسول (ص) و اصحابش کاملا ثابت است و به رقیه ایی شرعی گفته میشود که از قرآن و سنت صحیح رسول(ص) بوده و به زبان عربی باشد.مثلا خواندن آیه الکرسی بر فرد مریض و دم کردن روی آن و یا خواندن معوذتین و دم نمودن روی فرد و همچنین دعاهایی از رسول (ص) در این باره ثابت است که فرد میتواند آنها را خوانده و خود را دم کند.اما رقیه غیر شرعی همان است که نه از قرآن و نه از سنت رسول (ص) ثابت باشد و نه اصحاب رسول (ص) آن عمل را انجام داده اند. مثلا: تعویذ بستن به دست و صورت و یا نوشتن طلسم به همراه عدد و حروفی معین روی کاغذ و خوراندن آن به مریض و یا صورت کسی را با خون آغشته کردن ویا نزد ملایی رفتن به این نیت که وی را تیربند و غیره کند و یا این ملا شفا میدهد. خلاصه بحث در این باره مفصل است و نقطه قابل ذکر تنها این است که خداوند برای هر دردی درمانی قرار داده است و ما باید از راه قرآن و سنت رسول(ص) این درمان را بیابیم نه خرافات و بدعت. |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نحمده و نصلی علی رسوله الکریم
با سلام خدمت دوستان عزیز و جاسکیهای محترم از باب یاد آوری باید بگویم فردا مصادف با نهم ذی الحجه یعنی روز بزرگ عرفه میباشد و بهترین اعمال در این روز همان روزه گرفتن است که رسول الله (ص) به آن توصیه شدید نموده و فرموده اند که هرکس این روز را روزه بگیرد گناه یکسال گذشته و یکسال آینده وی معاف خواهد شد.بنابراین این فرصت طلایی را از دست ندهید و فردا را همگی شما خواننده گان عزیز و جاسکیهای محترم به نیت تقرب بسوی الله و پاکی گناهان و ارج نهادن به این روز بزرگ حتما روزه گرفته و اهل بیت خود را به آن توصیه کنید. |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
دوستان وخواننده گان عزیز:
از آنجایی که متاسفانه بسیاری از جاسکیهای عزیز به دلایلی کمتر با مسائل شرعی و فقهی خود آشنا هستند و به نوعی در سوال کردن و دانستن این مسائل شرعی کوتاهی میکنند لذا تصمیم گرفتم از امروز بخشی از مسائل را به پاسخ دادن به سوالات فقهی و شرعی شما اختصاص بدهم و برای اینکار بنده از دوستان مشایخ قول همکاری گرفته ام.موضوع دیگر اینکه امروزه بحث علاج با رقیه یا همان دم کردن تبدیل به یک بهانه ایی جهت نان خوردن بعضی از بدعت گرایان و خرافاتی ها در منطقه شده است واکثر روشهایی که در جاسک بکار برده میشود متاسفانه مملو از خرافات و بدعات و در حد بسیار خطرناک شرک است. بعضیها از حسن نیت مردم به رقیه شرعی متاسفانه سوءاستفاده کرده اند لذا در همین وبلاگ هر فردی که به نوعی مریض است اعم از مرضهای جسمی و یا روحی مانند چشم و حسد و جن زدگی و عقیمی و غیره میتواند به طور کاملا خصوصی مشکل خود را مطرح نماید و ما درکمال امانت و حفظ اسرار مردم علاجی را که مطابق با قرآن و سنت صحیح رسول (ص) است به وی بازگو میکنیم .کما اینکه در این زمینه مراجعینی از کشورهای خارجی داشتیم وبحمدلله با توصیه به رقیه شرعی ونحوه انجام آن خداوند آنها را شفا داده است. الله میفرماید: ما در این قرآن هرآنچه شفا و رحمت است برای انسانهای مومن قرارداده ایم. خواهش ما این است : اولا از رفتن سراغ کسانی که از این طرف وآن طرف به بهانه اولیاءالله و غیره می آیند و دست و بازوی شما را مملو از تعویذ و طلسم میکنند و یا شما را از گذشته و فردا مطلع میکنند بسیارپرهیزکنید زیرا اینها هیچ اصل واساسی در اسلام ندارد وچیزی جز نان خوردن این افراد عراف نیست و چه بسا بسیاری از اینها با جن رابطه دارند و برای آنها سجده میکننددرحالی که شما غافل هستید.اگر واقعا سراغ رقیه شرعی و علاج نبوی هستید با ما در میان بگذارید و نیاز نیست مال و وقت خود را صرف دروغ و مکر دیگران کنید. ما صرفا برای رضای الله و خدمت به شریعت رسول الله(ص) شما را در این زمینه کمک میکنیم و تمامی کسانی که با من در اینکار همکاری میکنند از مراجع معروف در زمینه طب نبوی وعلاج رقیه شرعی هستند. پس این فرصت راغنیمت بشمارید ثانیا: اگر احیانا موردی در زمینه علاج با رقیه شرعی دارید با ذکرنام و مشخصات خود و با ارسال ایمیل با ما در ارتباط باشیدتا راه حل به طورتفصیلی برای شما ارسال گردد. موفق و موید باشید |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بسم الله و الصلوه و السلام علی رسول الله
با سلام خدمت جاسکیهای عزیز وخواننده گان محترم: همانطور که میدانید در ایام مبارکه ذی الحجه قرار داریم . پیشاپیش این ایام را به همگی شما تبریک گفته و از همه میخواهم قدر این ایام مبارک را بدانند و روز پنج شنبه که همان روز عرفه است را حتما روزه بگیرند زیرا از رسول الله (ص) ثابت است که هر کسی در این روز روزه بگیرد گناههای یک سال قبل و یکسال بعد وی معاف میگردد.پس این فرصت طلایی را از دست ندهید وتلاش کنید تمامی این دهه را مشغول ذکر الله و استغفار و تکبیر گویان بمانید و اگر تصمیم گرفته اید ذبیحه ایی را که سنت موکده است تقدیم الله بگردانید حتما نکات انتخاب نوع ذبیحه و همچنین اعمال ممنوعه را بر خود لازم بگیرید. فرهنگ پاس داشتن این دهه را در میان خود بر اساس قرآن و سنت صحیح رسول(ص) در بندرجاسک احیا کنید تا همواره شاهد خیر و برکت در دین و دنیای خودتان باشید. |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نحمده ونصلی علی رسوله الکریم
با سلام جاسکی های عزیز وخواننده گان محترم در نوشته گذشته مقداری در مورد وضعیت روح و بدن برای شما صحبت کردم در این جلسه مطالبم را با ذکر موت ادامه میدهم. آری حالتی که بشر با تمامی قدرت و غرورش چه حاکم و چه ثروتمند و چه فقیر و چه شیخ راهی بجز تسلیم در برابر آن ندارد.در این حالت انسان مقهور و ناتوان است از جانب ربی که در طول مدت برایش رحیم و غفور و رحمان بوده اما اکنون دیگر دروازه های توبه بسته و بنابه رفتارهای دنیایی فرد به هنگام مرگ با وی معامله میشود و روحش قبض میگردد. خداوند در مورد مرگ میفرماید: و هو القاهر فوق عباده و یرسل علیکم حفظه حتی اذا جاء احدکم الموت توفته رسلنا و هم لا یفرطون- خداوند مسلط است بر بنده گان خود و برای شما فرشتگانی در دنیا میفرستد تا از شما محافظت و مراقبت کنند اما آنوقت که مرگ شما فرا رسد فرستاده گان ما یعنی فرشته ها و ملک الموت بدون کوچکترین تقصیری و در موعد مقرر خود روح شما را قبض میکنند. ذکر موت برای انسان بسیار سخت است زیرا شکی نیست که بشر همواره میخواهد زنده بماند اما این آرزو تنها در آخرت محقق میشود و انسان خود را برای آنروز آماده کند. ابو سلیمان الدارانی میگوید: از مادر هاورن سوال کردم آیا مرگ را دوست داری؟گفت: نه . باز سوال کردم چرا؟ جواب داد: اگر من نافرمانی یک انسانی را بکنم از دیدنش هراس خواهم داشت پس چگونه دوست خواهم داشت خدا را ملاقات کنم در حالی که نافرمانیش را کرده ام. همیشه مرگ را به یاد بیاورید زیرا طمع و دنیا دوستی را از شما دور میکند و شما را متوجه آخرت میگرداند و در زندگی دنیایی شما تعادل در رفتارو کردار را به ارمغان می آورد. به قبرستان گذر کردم صباحی شنیدم ناله و افغان و آهی شنیدم کله ایی باخاک میگفت که این دنیا نمی ارزد به کاهی |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نحمده و نصلی علی رسوله الکریم
بار الها مدتی است که خبرهای ناگوار وفات جوانان و معتمدین جاسکی اعم از دختر و پسر یا زن و مرد به گوش ما میرسد و شکی نیست که تمامی این خبرهای ناگوار از دایره حکمت شما خارج نبوده و بر بنده مسلمان قول انا لله و انا الیه راجعون و تسلیم در برابر قضا و قدر الهی یک وظیفه است. بار الها اگر بنده گان صالح و علمای ربانی و جوانان یک شهری پشت سر هم از دنیا بروند قبل از همه ملامت متوجه ماست زیرا شما فرمودید: و ما اصابکم من مصیبه فبما کسبت ایدیکم.هر آنچه از مصیبتهای ناگهانی و غیر منتظره به شما میرسد نتیجه اعمال بد شماست. باز شما ابتلا و مصیبت را جهت امتحان انسانهای مدعی ایمان یک رکن قرار دادید.باز الها آنچه را که ملت جاسک توان تحملش را ندارند بر آنها تحمیل نفرما و ما را به سبب گناههای خودمان مورد عقابت قرار نده و به ما رحم بفرما. خبر وفات جوانان جاسکی بسیارسنگین است و بار الها تمامی جوانان جاسکی را که با حوادث مختلفی اعم از تصادف یا حوادث طبیعی و به هر دلیلی ازدینا رفته اند مورد رحمت خود قرار بده وعذاب قبر را از آنها بردار و زندگی برزخی آنها را با مومنان مقرر بفرما و به جوانان زنده ما رحم بفرما و از آنها عالم ودکتر و شیخ بساز و آنها را اهل عبادت وخداپرستی بگردان ودر مال وعمرهمه جاسکیها برکت عنایت بفرما.پیشاپیش وفات یکی از جوانان جاسکی را درحین بازی فوتبال به خانواده و تمامی دوستداران و جوانان جاسکی تسلیت میگویم . خدا رحمتش کند. |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نحمده ونصلی علی رسوله الکریم
جاسکیهای عزیز و خواننده گان محترم: بنا به قولی که به شما داده بودم موضوع زندگی بعد از مرگ را با مقدمه ایی در مورد روح در بدن انسان آغاز میکنم:همانطوری که میدانید انسان از دو بعد ماده و روح آفریده شده است.ماده همان جسم محسوسی است که شما آن را میبینید اما روح چیست؟ علامه ابن قیم جوزی (رح) در تعریف روح میگوید: روح جسمی است نورانی و سبک و متحرک که در داخل بدن انسان مانند آب در ساقه های یک درخت یا مانند زغال داغ و قرمز در آتش زندگی میکند اما هر گاه جسم انسان خاصیت روح پذیری خود را از دست داد یعنی به انواع بیماریها یا امراض و یا حوادث و غیره مبتلا شد آنوقت روح از بدن خارج میشود و به عالم ارواح میپیوندد.این خلاصه ایی در تعریف منتسب به قول ابن قیم جوزی بود. یک دلیل قوی برای وجود روح در بدن و حقانیت مرگ و زنده شدن این آیه است که الله میفرماید: الله یتوفی الانفس حین موتها و التی لم تمت فی منامها فیمسک الذی قضی علیها الموت و یرسل الاخری الی اجل مسمی. خداوند متعال به وقت خواب روح انسانها را میگیرد اما نه به طور کامل بلکه به صورت موقت که به آن وفات صغری میگویند و یک وقتی فرد در خواب میمیرد و روحش قبض میشودکه به آن وفات کبری میگویند و در حالت دوم که شخص از خواب بیدار میشود تا رسیدن اجلش زنده میماند و روحش در وقت مقرر قبض میشود. این آیه نظریه مرگ و زنده شدن را با خواب و بیدار شدن انسان ثابت میکند. و حقیقتا انسان وقتی به خواب رفت گویی فوت کرده است.پس مرگ و بعث حق است و درآن شکی نیست. در حدیثی یهود به همراه مشرکین سه سوال را برای رسول (ص) جهت فریب وی(ص) مطرح کردند که یکی از این سوالات این بودکه از رسول(ص) سوال کردند روح چیست؟ قرآن میگوید: قل الروح من امر ربی-تو ای رسول (ص) به یهودیان بگو که روح از اوامر الهی است و هیچ کس در موردش نمیداند. باز روح و بدن هر دو در اداره امور انسان مشترک هستند و اگر مثلا فرد گناه یا ثوابی را مرتکب شد هر دوی اینها به نسبت در آن شریک هستند.روایتی است که میگوید: در روز قیامت روح و بدن هردو روبروی هم قرار میگیرند. روح به بدن میگوید:تو باعث شدی من گناه کنم و بدن در جواب میگوید: تو مرا امر کردی.خلاصه جدال بین این دو ادامه پیدا میکندتا اینکه خداوند فرشته ایی را جهت قضاوت بین این دو ارسال مینماید.فرشته مثالی را به اینها میزند و میگوید: مثال شما دو تا یعنی بدن و روح مانند دو شخصی است که یکی کور و دیگری بدون پا یا شل میباشد که وارد باغی میشوند. فرد شلل زده میگوید من میوه ایی را روی درخت میبینم اما دستم به آن نمیرسد. فرد کور میگوید من میوه را نمیبینم. این دو با هم قرار میگذارند که فرد کور شخص شلل زده را کوله کند و راه را نشانش دهد وبه درخت رسیده و میوه را بردارند.باز فرشته از روح و بدن سوال کرد:حال در این حالت گناه کندن میوه از درخت به ذمه چه کسی است؟جواب دادند: هر دو. فرشته گفت: وضعیت شما نیز به همین صورت است یعنی هر دوی شما درگناه به طور مساوی شریک هستید. از این روایت معلوم میشود که هم بدن وهم روح در اداره امور انسان نقش داشته و در ثواب یاگناه در روز قیامت هر دوی آنها به طورمساوی شریکند. این بود خلاصه این از تعریف روح و وضعیتش در بدن در نوشته های آینده موضوع را ادامه میدهم. کل نفس ذائقه الموت و انما توفون اجورکم یوم القیامه فمن زحزح عن النار و ادخل الجنه فقد فاز- هر نفسی یک روزی طعم مرگ را میچشد و شما اجر واقعی خود را در روز قیامت دریافت میکنید و هرکس که در آن روز از آتش جهنم نجات پیدا کرد و وارد بهشت شد در واقع برنده اصلی ماجرا است. دوستان از مرگ غافل نباشید و از الله بترسید و دست از ظلم و دروغ و مکر و حیله و ارتکاب حرام بردارید زیرا مرگ در کمین همه ماست. |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نحمده و نصلی علی رسوله الکریم:
سلام عزیزان جاسکی و خواننده گان محترم: حقیقتا بشر عجب مخلوق غافلی است در حالی که شب و روز خبر دهها مرگ و میر به گوش وی میرسد اما از مرگ خودش غافل است و حاضر نیست برای آبادی آخرت خود توشه ایی آماده کند. چه بسا فردی که هنوز خانه خود را به پایان نرسانیده و شب هزاران نقشه برای فردای خود ترسیم میکند ولی در یک لحظه ازرائیل سراغش آمده و روحش را قبض میکند و در سوگش گروهی مینشینند و آن خانه به دیگری میرسد. چه انسانهایی که فقط به اندوخته کردن ثروت فکر کردند اما تا ثروتش را جمع کرد باز ملک الموت روحش را قبض کرد و آن ثروت به دیگری مجانی رسید.این همه شب و روز به دنبال پول و ثروت و شهرت بودن ناگهان فدای قبر میشود.دین اسلام ما را به اعتدال دستور داده و رسول (ص) سفارش کرده که از دنیا برای رسیدن به آخرت استفاده کنیم. بعضی انسانها تنها به فکر دنیای خود بوده و ازآخرت غافلند و بعضی دیگر تنها به فکر آخرت بوده و از دنیا دست کشیده اند. دین اسلام هر دوی اینها را رد میکند و رسول (ص) ما را هم به استفاده صحیح از نعمتهای دنیا امر کرده و هم به آماده شدن برای آخرت. ما نباید از مرگ غافل باشیم و هر لحظه آمدنش را برای خود مجسم کنیم و در عین حال از دنیا برای کسب حلال و استفاده صحیح از نعمتهای الله و سعی و تلاش استفاده کنیم . الله میفرماید: اینما تکونوا یدرککم الموت و لو کنتم فی بروج مشیده- هر جا که باشید مرگ سراغ شما می آید حتی اگر خودتان را در برجهای محکم و استوار برای فرار از مرگ پنهان کنید. باز الله میفرماید: قل ان الموت الذی تفرون منه فانه ملاقیکم ثم تردون الی عالم الغیب و الشهاده فینبئکم بما کنتم تعملون- ای رسول (ص) به اینها بگو همان مرگی که شما از دست آن فرار میکنید بلاشک سراغ شما می آید و شما به عالم غیب و گواهی برده خواهید شد و آز آنچه که در دنیا انجام داده اید الله از شما حساب پس خواهد گرفت. در آینده مفصلا از زندگی انسان به هنگام مرگ و در قبر و بعث و نشور برای شما صحبت خواهم کرد و خواهم گفت رسول (ص) در مورد سکرات موت و زندگی در قبر چه فرمایشات و توصیه هایی را دارند اگر چه مقداری ممکن است خوف و ترس در شما خواننده گان ایجاد شود ولی کسی که شما را از عذاب آخرت بترساند تا شما راه درست را پیدا کنید بهتر از کسی است که شما را نترساند تا شما از امنیت و آسایش قبر و آخرت بدور بمانید. |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
الله سبحانه و تعالی در قرآن میفرماید:افحسبتم انما خلقناکم عبثا و انکم الینا لا ترجعون-یعنی آیا
انسانها فکر کرده اند ما آنها را همینطوری خلق کرده ایم تا هر کاری دلشان بخواهد انجام دهند و آیا شما فکر میکنید به سوی ما برگردانده نمیشوید؟ در این آیه الله سبحانه و تعالی انسانهای غافل از آخرت را مخاطب قرار میدهد که هر نوع ظلم و ستم و فسادی را در حق خود و بشر انجام داده و فکر میکنند آخرتی وجود ندارد.امروزه حتی مسلمانانی هستند که وجود آخرت را انکار نکرده بلکه مشکلشان این است که به آن یقین ندارند. از علامتهای انسانهای خداترس یکی یقین داشتن به وجود آخرت است الله در اوایل سوره بقره صفات انسانهای خداترس را بیان کرده و میفرماید: و بالاخره هم یوقنون- انسانهای خداترس کسانی هستند که به وجود آخرت یقین دارند. ایمان و یقین به وجود آخرت مسلمان را از انجام حرام و ظلم یا دروغ و تمامی منکرات باز میدارد زیرا شخص میداند هر عملی که انجام میدهم در آخرت باید جوابگوی آن باشم لذا در رفتارو کردارهای دنیایی خود دقت بخرج میدهد که مبادا مرتکب حرامی شوم و بسبب آن مورد مواخذه الله یا در دنیا و یا در آخرت قرار گیرم. حال شما باید خوب بدانید فرد مسلمانی که در جامعه امروز ما و یا در جاسک دست به هر حرامی و یا ظلمی و یا دروغی میزند یا حقیقتا جاهل است و یا اینکه شخصی است مسلمان ولی غیر معتقد به وجود آخرت که در اصطلاح شرع به آن منافق میگویند پس از معاشرت با این نوع افراد پرهیز کنید زیرا اینها به دین شما ضرر میرسانند و سبب غفلت شما از آخرت شده و سبب میشوند شما در تشخیص حلال از حرام غافل باشید. پس ایمان و یقین به وجود آخرت در واقع سبب میشود افراد مجتمع مرتکب عملی که عواقبش در آخرت جهنم است نباشند. |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بسم الله الصلوه و السلام علی رسول الله و علی آله و اصحابه و من والاه
با عرض سلام خدمت شما جاسکیهای عزیز و خواننده گان محترم: شما دوستان عزیز اگر نگاهی دقیق به قرآن و فرمایشات رسول (ص) در پیدا نمودن راه راست داشته باشید بلا شک تنها به دو مصدر امر کرده شده اید یکی قرآن و حکم الله آنجایی که میفرماید: و من لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الکافرون-یعنی هر کس به آنچه که الله نازل نموده حکم نکند بلاشک از دسته کافران محسوب میشود. باز قرآن مجید ما را به تبعیت از رسول (ص) امر کرده و ما را از هر نوع بدعت و نوآوری برحذر داشته چنانچه میفرماید:و ما اتاکم الرسول فخذوه و ما نهاکم عنه فانتهوا-یعنی هرآنچه رسول (ص) به شما گفته همان ملاک عمل است و بر شما لازم است که آن را انجام دهید و هر هر آنچه که رسول(ص) شما را نهی کرده خودتان را از آن دور بدارید. باز اگر به احادیث صحیح رسول برگردیم میبینیم این موضوع را نبی اکرم (ص) به طور دقیق توضیح داده اند مثلا در یک حدیثی صحیح و مفصل در ادامه اینچنین میفرماید: فانه من یعش منکم فسیری اختلافا کثیرا فعلیکم بسنتی و سنه خلفاء الراشدین عضوا علیها بالنواجذ- هر کدام از شما اگر زنده بماند در آینده اختلافات زیادی را میبیند و بر شما لازم است که در این وقت تنها به سنت من (ص) و سنت خلفاء راشدین چنگ بزنید و آنها را محکم و با دندانهای انیاب خود بگیرید. مفهوم حدیث واضح است اگر شما امروزه نگاهی به اطراف خود بکنید دهها فرقه و مذهب و حزب که مدعی اسلام و حقانیت هستند اطراف شما را گرفته اند و هر کدام به نوعی خودش را حق میداند. الله میفرماید: کل حزب بما لدیهم فرحون- هر حزبی به آنچه که دارد افتخار کرده و خوشحال است. حال در این سردرگمی فرقه ها و ادعای مدعیان معیار حقانیت چیست؟ در این برهه تنها راه نجات تمسک به قرآن و سنت صحیح رسول (ص) به فهم سلف امت اسلام است و قوی ترین دلیل برای این گفته آیه کریمه است آنجایی که الله میفرماید:اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم فان تنازعتم فی شیی فردوه الی الله و الرسول ان کنتم تومنون بالله و الیوم الاخر- یعنی بر شما امت مسلمان واجب است اولا از الله یعنی قرآن ثانیا از رسول الله یعنی سنت صحیح(ص) ثالثا از علماء و ولی امر خود اطاعت کنید اما چنانچه بین شما و علماء یا ولی امر هر نوع اختلافی بروز کرد باید به قرآن و سنت صحیح رسول (ص) رجوع کنید نه چیز دیگر.از اینجا لزوم دعوت به قرآن و سنت صحیح رسول (ص) به فهم سلف صالح نه به فهم بدعتی ها یا خرافاتی ها یک امر ضروری است و این همان منهج سلفی است که تمامی ائمه اسلام را بدون افراط و تفریط و یا تعصب به فردی معین دربر میگیرد و به دنبال مرجعی است که اقوالش به قرآن و سنت صحیح رسول (ص) نزدیک تربوده و همان به تبعیت اولی تر است حال چه امام ابی حنیفه یا امام شافعی و یا امام مالک و یا امام احمد بن حنبل و یا امام جعفر صادق و یا سفیان ثوری و یا اوزاعی و یا شعبی و غیره رحمه الله علیهم اجمعین باشد. برای ما مسلمانان مهم صحت خبر است نه تعصب به مذهبی معین. |
|||||
|
|||||